معاد استدلالى

معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٢٤

و انكار آنان شده است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم.
الف- گريز از مسؤوليت:
قرآن كريم در اين زمينه بيانى دارد، و مى‌فرمايد:
«بَلْ يُريدُ الْانْسانُ لِيَفْجُرَ امامَهُ يَسْئَلُ ايَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ» «١» (انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مى‌خواهد (آزاد باشد و) دايم گناه كند (به همين خاطر) مى‌پرسد قيامت كى خواهد بود؟
بنابراين، آنچه درباره بهشت و دوزخ گفته شده است همه را تكذيب مى‌كند تا از نوعى آزادى مطلق برخوردار شود.
ب- باور نكردن قدرت و علم خداوند:
منكران معاد، زنده‌شدن مردگان را تنها به گمان خود بعيد مى‌پندارند و هيچگونه دليل علمى نيز بر انكار آن ندارند. بنابراين استبعاد را بجاى برهان گرفته‌اند. قرآن دراين‌باره مى‌فرمايد:
«وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ» «٢» آنها نسبت به آن (سخنان) علم ندارند، جز اين نيست كه از روى وهم و خيال مى‌گويند.
بنابراين، گمان را بجاى علم و يقين جايگزين ساخته‌اند.
در آيه ديگر مى‌خوانيم:
«وَ قالُوا ءَإِذا ضَلَلْنا فِى الْأَرْضِ ءَإِنَّا لَفى‌ خَلْقٍ جَديدٍ» «٣» و گفتند: آيا وقتى (مرديم و پوسيده شديم و) ذرّات بدن ما در زير زمين پراكنده و گم شد آيا آفرينش تازه‌اى خواهيم يافت؟