واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٢٦
هزينهكودك، جزء قوانين فدرال درآمد و يكپارچه و متفقالقول مورد تصويب و تأكيد قرار گرفت. قانون جديد، اجازهپرداخت نشدن دستمزد را به والدى كه كمك هزينهكودك را پرداخت نمىكند، داده است.
در اين ميان پدرانى هم هستند كه عدم حمايتشان از فرزندان (از لحاظ اقتصادى و عاطفى) به دليل ناتوانى آنها در ايفاى نقش نانآور بودن [و در واقع بىكارى] است.
در ژانويه ١٩٨٣ ميلادى، حدود دوازده ميليون نفر، يعنى بيش از ده درصد از نيروى كار آمريكا، به طور فعال به دنبال يافتن كار بوده و به طور رسمى جزء افراد بيكار محسوب مىشدند.[١] اين آمار و ارقام را دفتر آمار كار ارائه نموده و شامل افرادى كه با بىميلى، كار خود را از تماموقت به نيمهوقت تغيير مىدهند، نمىشود. اين آمارها كسانى كه كارى پايينتر از سطح مهارتى خود را برمىگزينند؛ آنهايى كه از كارى با درآمد پايين به كار بعدى روى مىآورند؛ آنهايى كه ديگر به دنبال كار نمىگردند را نشان نمىدهد. حتى نگرانى، افسردگى، محروميتها، فرصتهاى از دست رفته، خشونت، ناراضى بودن و خشم افراد را زمانى كه زندگى آنها به سختى مىافتد و كنترل قسمت مهمى از زندگى خود را از دست مىدهند نيز نشان نمىدهد.
همانطور كه پائولا رِيمن،[٢] جامعهشناس و مدير پروژه عدم اشتغال
[١] - در ماه مارس ٢٠٠٩، ميزان بيكارى در آمريكا معادل ٢/ ١٣ ميليون نفر بوده است كه از اين ميان ٣/ ١٣% مربوط به سياهپوستان و ٤/ ١١% مربوط به اسپانيايى زبانها است.
[٢] -Paula Rayman .