منابع فقه - علامه جعفری - الصفحة ٩٨ - دليل
و ميان او و واقعيت هيچ فاصله اى وجود ندارد كه يك يا چند واحد باعث وصول به آن واقعيت بوده باشد بنا بر اين ، قطع ، ذهن انسانى را مانند آيينهء روشن جايگاه انعكاس واقعيت مى سازد . به همين جهت است كه شايد به كار بردن دليل در مورد قطع كاملا مناسب نبوده است زيرا ميان انسان و مورد قطع در حال مزبور فاصله اى وجود ندارد تا به راهنما احتياج داشته باشد .
اما از آن جهت كه افراد آدمى در شئون زندگانى معمولى خود و همچنين در بارهء تكاليف و وظائف مقرره و موضوعات و شرائط آنها غالبا نمى توانند يقين حاصل كنند لذا مجبورند در احراز واقعيتها به دليل تكيه كنند ، اگر چه آن دليل موجب علم صد در صد نبوده باشد .
هنگامى كه مى گوييم مدارك اربعه ( كتاب و سنت و اجماع و عقل ) ادلهء فقه و حقوق اسلامى مى باشند ؛ مقصود همين معنا از دليل است كه متذكر شديم يعنى با توجه به لزوم عمل به تكاليف واقعى از يك طرف و انحصار راه تشخيص آن تكاليف در مدارك چهارگانهء مزبوره ، آنها را بعنوان ادلهء احكام پذيرفتهايم .
بنا بر اين ، دليل يعنى روشنگر واقعيات . اما اين كه