منابع فقه
(١)
طهارت از نظر موضوعى
٢ ص
(٢)
بحث اول مسألهء طهارت اهل كتاب از نظر قرآن مجيد
٣ ص
(٣)
معناى نجس ( با فتح جيم )
٦ ص
(٤)
3 - روش پيغمبر اسلام با اهل كتاب
١٠ ص
(٥)
تفسير بعضى از آيات كه دلالت بر مشرك بودن اهل كتاب مى كند
١١ ص
(٦)
جملات اولى انجيل يوحنا و توحيد
١٣ ص
(٧)
بحث دوم مسألهء طهارت اهل كتاب از نظر فقهاء
١٦ ص
(٨)
رواياتى كه به نجاست اهل كتاب استدلال شده است
١٧ ص
(٩)
رواياتى كه به طهارت اهل كتاب دلالت دارد
٢٣ ص
(١٠)
تأييد طهارت اهل كتاب با ادلهء ديگر
٢٥ ص
(١١)
ساير ملل ( اسلامى و غير اسلامى )
٢٨ ص
(١٢)
ظروف زكات بحثى در بارهء عدم انحصار پرداخت زكات از مواد نه گانه
٣٧ ص
(١٣)
مقدمهء يكم تربيت افراد براى درك قوانين اجتماعى و پذيرش مسئوليتها
٣٩ ص
(١٤)
مقدمهء دوم پرداخت زكات يك وظيفهء اجتماعى است نه وسيلهء گداپرورى
٤٤ ص
(١٥)
مقدمهء سوم طرح بحث
٤٦ ص
(١٦)
معناى لغوى و اصطلاحى زكات
٤٧ ص
(١٧)
انفاق در قرآن
٤٨ ص
(١٨)
بيانات گوناگون در لزوم پرداخت مال به نيازمندان
٥٠ ص
(١٩)
كلمهء انفاق
٥٢ ص
(٢٠)
نتيجهء انفاق حفظ موجوديت توانگران است يا تحكيم اوضاع اجتماعى ؟
٧٢ ص
(٢١)
انفاق نوعى مجاهده است
٧٤ ص
(٢٢)
مواد زكوى
٧٨ ص
(٢٣)
دليل اول در حدود بيست آيه در قرآن مجيد اخراج مالى را به عنوان زكات ، با بيانات مختلف ، دستور داده
٧٩ ص
(٢٤)
دليل دوم در 13 روايت ، در كتاب وسائل الشيعه ، كتاب زكات
٨٢ ص
(٢٥)
دليل سوم دليل بسيار روشنى بر اين مطلب ، كارى است كه خود امير المؤمنين على ( ع ) در دوران زمامدارى خود انجام دادهاند
٨٥ ص
(٢٦)
دليل چهارم يونس بن عبد الرحمن بنا به نقل كلينى صاحب كتاب كافى ، انحصار مواد زكوى را در 9 ماده ، مخصوص صدر اول دانسته است ،
٨٦ ص
(٢٧)
دليل پنجم روايتى است از ابو بصير ، مى گويد به حضرت صادق عرض كردم آيا برنج زكات دارد ؟ فرمود بلى ،
٨٧ ص
(٢٨)
زكات فطر
٩١ ص
(٢٩)
قاعدهء لا ضرر و لا ضرار
٩٣ ص
(٣٠)
مقدمه اى در تعريف قاعده
٩٥ ص
(٣١)
دليل
٩٧ ص
(٣٢)
قواعد
١٠٠ ص
(٣٣)
اصل
١٠١ ص
(٣٤)
چند مثال از قواعد
١٠٢ ص
(٣٥)
قاعدهء الزام
١٠٣ ص
(٣٦)
قاعدهء تلازم ميان مالكيت شىء و اقرار در بارهء آن
١٠٤ ص
(٣٧)
قاعدهء اقرار به « عليه »
١٠٥ ص
(٣٨)
قاعدهء يد
١٠٦ ص
(٣٩)
قاعدهء على اليد
١٠٧ ص
(٤٠)
قاعدهء ضمان مثلى بمثلى و قيمى به قيمى
١٠٨ ص
(٤١)
قاعدهء فراغ و تجاوز
١١٠ ص
(٤٢)
قاعدهء تلف پيش از قبض
١١١ ص
(٤٣)
صورت قاعدهء نفى حرج و مدرك فقهى آن
١١٦ ص
(٤٤)
معناى حرج غير از عدم قدرت عقلا نيست
١١٧ ص
(٤٥)
قانون كلى در موارد تزاحم حرج و ضرر
١٢٠ ص
(٤٦)
منابع فقهى لا ضرر و لا ضرار
١٢١ ص
(٤٧)
گروه دوم از آيات ، ضرر و اضرار را بطور غير مستقيم ممنوع مى سازد
١٢٦ ص
(٤٨)
دليل عقل
١٢٩ ص
(٤٩)
دليل سنت
١٣١ ص
(٥٠)
اجماع
١٣٥ ص
(٥١)
اقسام ضرر با توجه به علل و انگيزه هاى آن
١٣٧ ص
(٥٢)
1 - ضررهاى ناشى از جريان قوانين طبيعى
١٣٨ ص
(٥٣)
2 - ضرر ناشى از خود انسانها به هم ديگر در نتيجهء تنازع در بقا و هوى و هوس
١٤٠ ص
(٥٤)
3 - ضرر ناشى از خود مقررات و قوانين موضوعه براى زندگانى فردى يا اجتماعى
١٤٢ ص
(٥٥)
4 - ضرر ناشى از تزاحم حقوق
١٤٥ ص
(٥٦)
ذبائح اهل كتاب و بحثى در بارهء حيوانات مأكول اللحم
١٤٩ ص
(٥٧)
بحث اول - منابع فقهى ذبائح اهل كتاب
١٥١ ص
(٥٨)
اجماع
١٥٣ ص
(٥٩)
علت وجوب نامبردن خدا در موقع ذبح
١٥٩ ص
(٦٠)
2 - انواع پرندگان مأكول اللحم
١٦٤ ص
(٦١)
3 - انواع حيوانات مأكول اللحم خشكى
١٦٥ ص
(٦٢)
4 - اصل اولى در حيوان و گوشت
١٦٦ ص
(٦٣)
5 - حقوق حيوان
١٦٧ ص

منابع فقه - علامه جعفری - الصفحة ٥٤ - كلمهء انفاق


مى سازد ، انفاق تا سرحد ريشه كن كردن فقر از جوامع اسلامى است كه بايد در اجتماع مسلمان فقير و مستمند يافت نشود .
اگر چنين احتمالى داديم ، قهرا كمك به كشورهاى غير اسلامى و انفاق براى ريشه كن ساختن فقر در سطح آن كشورها ، مورد ترديد خواهد بود . اما عموم آيات ، آن موارد را نيز شامل است ، يعنى اگر امكان كمك باشد ، مطابق آيات فوق ، بايد به آن كشورها نيز كمك كرد . چنان كه در تاريخ اسلام نيز اين امر واقع شده است . و عمر بن عبد العزيز ، در دوران حكومت خود ، همين كار را كرد و هيچ يك از فقهاى اسلام به او اعتراض نكرده‌اند :
« يحيى بن سعيد مى گويد : عمر بن عبد العزيز مرا مأمور وصول ماليات افريقا كرد . من ماليات آنجا را وصول كردم و به جستجوى مستمندان برخاستم ليكن يك تن بينوا نيافتم و كسى را پيدا نكردم كه از من چيزى به پذيرد ، چرا ؟ چون عمر بن عبد العزيز - بنا به نقل مالك بن انس و پيروان او همهء مردم را بىنياز كرده بود ، از اين رو با آن اموال بردگانى خريده آزاد كردم و ولاء آنها را براى مسلمانان قرار دادم [١] .



[١] سيرهء عمر بن عبد العزيز - ص ٥٩ ، تأليف ابو محمد عبد اللَّه ابن الحكم متوفاى سال ٢١٤