منابع فقه - علامه جعفری - الصفحة ١٢ - تفسير بعضى از آيات كه دلالت بر مشرك بودن اهل كتاب مى كند
مواردى صدق مى كند كه زمينهء اصلى خداشناسى و خدا پرستى است ولى از آن جهت كه موضوع ديگرى ، كوچكترين دخالتى در توجه روحى انسان به خدا پيدا كرده مشمول شرك شده است .
اگر در عبادت خداوند يكتا كوچكترين هواى نفسانى دخالت كند شرك اطلاق مى گردد . در دو آيهء ذيل :
١ - ( أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْه وَكِيلًا . ) الفرقان : ٤٣ ٢ - ( أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه وَأَضَلَّه الله عَلى عِلْمٍ . ) الجاثية : ٢٣ ملاحظه مى شود كه از هواى نفسانى خدا تعبير شده است ، در صورتى كه ميلياردها خداشناس و خداپرست در هوى و هوسهاى نفسانى غوطه ورند و مشرك اصطلاحى هم به هيچ وجه بدانان اطلاق نمى گردد .
بنا بر اين آياتى كه كلمهء شرك و مشرك را به اهل كتاب نسبت داده است به منظور شرك و مشرك اصطلاحى نخواهد بود . روشنترين دليل اين مدعا همان آيات قرآنى فراوانى است كه مشركين اصطلاحى ( بت پرستان ) را در مقابل اهل كتاب قرار داده است ، چنان كه بيان نموديم .