شرح الإشارات و التنبيهات - الرازي، فخر الدين - الصفحة ٤٩ - مشرب فلسفى ابن سينا در «اشارات»
تحت اين عناوين در آثار شيخ الرّئيس ديده نمىشود. اگر چه از بعضى مواضع كلمات وى مىتوان نظر او را درباره اين مسائل نيز استنباط كرد. در اين مورد در بخش نقد و بررسى اعتراضهاى امام فخر رازى بر قاعده «الحقّ ماهيّته إنيّته» بيشتر گفتگو خواهيم كرد.
امّا مهمترين مسأله در هستىشناسى ابن سينا كه با مبحث خداشناسى او رابطه تنگاتنگ داشته و به منزله مدخل و زيربناى آن به حساب مىآيد تقسيم موجود به «واجب الوجود بالذّات» و «ممكن الوجود بالذّات» است. [١] او در اين باره چنين مىگويد:
«هر موجودى را اگر به خودى خود و بدون توجّه به غير آن، مورد توجّه قرار دهى، يا چنان است كه وجود براى آن في نفسه واجب است يا واجب نيست. اگر واجب است پس او به خودى خود حقّ، و وجودش از خودش واجب، و قيّوم (يعنى قائم به خود و برپا دارنده غير خود) است. امّا اگر واجب نيست، نمىتوان گفت كه آن به خودى خود ممتنع است پس از آن كه موجود فرض شده است، بلكه اگر به اعتبار ذاتش شرطى همراه آن شود مانند شرط نبود علّتش ممتنع مىگردد، يا مانند شرط وجود علّتش كه آنگاه واجب مىشود. امّا اگر هيچ شرطى همراه آن نشود، نه تحقّق علّت و نه عدم آن، آنگاه امر سوّمى براى آن باقى مىماند كه امكان است. و بنابر اين نظر به ذاتش چيزى است كه وجود نه براى آن واجب است و نه ممتنع. پس هر موجودى يا واجب الوجود بالذّات است و يا ممكن الوجود بالذّات.» [٢]
او سپس درباره نيازمندى هر ممكن الوجودى به علّت ايجادى مىگويد:
«هر موجودى كه حقّ آن به خودى خود امكان است از خودش موجود نمىشود، زيرا وجودش از آن جهت كه ممكن است بر عدمش برترى ندارد، امّا اگر يكى از آن دو برترى يابد به سبب حضور يا غيبت چيز ديگرى است. پس هستى هر ممكنى از ديگرى مىآيد.» [٣]
امّا خداشناسى ابن سينا چنانكه گفتيم مبتنى بر هستىشناسى اوست. او پس از تقسيم موجود به دو قسم بنيادين واجب و ممكن، و اثبات نيازمندى ممكن به علّت از راه ابطال دور و تسلسل، خداوند متعال را به عنوان «واجب الوجود بالذّات» اثبات مىكند. [٤] او سپس همين «واجب الوجود بالذّات» بودن خداوند
[١] - تقسيم موجود به واجب و ممكن قبل از ابن سينا در آثار فارابى ديده مىشود، و شايد او اوّلين كسى باشد كه اين تقسيم را به كار برده است. (ر. ك: فارابى، «عيون المسائل»؛ قاهره ١٣٢٨ ه؛ ص ٥).
[٢] - همين كتاب؛ ص ٣٤٤.
[٣] - همين كتاب؛ ص ٣٤٥.
[٤] - همين كتاب؛ ص ٣٥١- ٣٤٤.