مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٠٦ - دوم- غزالى و معيار عام و خاص
«خداوند براى شما آسانى مىخواهد نه دشوارى.»
تمامى اين ادلّه داراى زبانى كلّى هستند وعرف، چيزى جز احترام به همه حقوق مردم از آن برداشت نمىكند وبدين ترتيب مارا به ترجيح مصلحت اعمّ (همگانىتر) به مصلحت اخص (ويژهتر) ره مىنمايد پس اگر زيان و ضرر، شرعاً منتفى شد ودانستيم كه مقصودِ شرع آن است كه هرگز زيانى واقع نشود، پس مابايد بكوشيم باهر راه ممكن، نسبتِ زيان را كاهش دهيم وترديدى نيست كه زيان هزار نفر عظيمتر از زيان ده نفر است واگر مازيان هزار نفر را برده نفر مقدّم بداريم عرفاً در زيان رساندن به مردم سهيم بودهايم، نه در دفع زيان از آنان.
بدين ترتيب، و براساس نصوص ياد شده، نفى اكثر برنفى اقل، مقدّم مىشود، زيرا اين نصوص ضرر را به طور مطلق در نظر گرفته است نَه ضررى تحقّق يافته در اشخاص.
براساس اين دليل مابايد براى تأمين حقوق فرد وبا هر وسيله ممكن بكوشيم، تااين حقوق را دركنار توجّه به مصالح عمومى، رعايت كرده باشيم، زيرا دليل احترام به حقوق افراد همچنان پابرجاست وبه صرف تزاحم آن با مصلحت عمومى ساقط نمىشود، وبه ديگر سخن از آنجا كه دليل به هنگام تزاحم مصاديقش ساقط نمىگردد، زيرا كه ملاك آن در هر مصداق تجلّى مىيابد، پس وظيفه ماست كه براى محقّق كردن همه مصاديق بكوشيم. براى مثال، زندگى محترم است وما بايد براى بقاى آن در هرفردى تلاش كنيم وهرگاه زندگى فرد بازندگى جمع تزاحم يافت ماحيات جمع را احترام مىنهيم، ليكن در همان زمان تاآخرين لحظه ممكن وبا هروسيله موجود مىكوشيم زندگى اين فرد رانيز پاس بداريم، پس هرگاه آتش جنگ برافروخته شد وما بايد براى پاسداشت زندگى جامعه، زندگى برخى را فدا كنيم اين به مفهوم بىارج كردن زندگى رزمندگان نيست، بلكه ناگزير بايد بكوشيم باهر وسيله ممكن، نسبت زيانهاى وارد بديشان رانيز كاهش دهيم.
مالكيت (اموال) نيز محترم است وما هنگامى كه بايد خانهاى را كه برسر راه واقع شده براى مقدّم داشتن منافع عمومى قربانى كنيم بايد مالكيت آن فرد را به قدر