مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٤٢ - دوم- عدالت
براى بدست آوردن رهاوردهاى زندگى آغاز مىشود آنگاه حقّ هر پيشى گيرندهاى به قدر تلاشش محاسبه مىشود و شايد ما به خواست خدا پس از اندكى پيرامون تفسير عدالت سخن بگوييم.
سؤال دوم اين است كه جايگاه ارزش عدالت در پلّكان ارزشهاى والا كجاست؟ ژرژ دل وكيو/Georges Del Vecchio «عدالت را برترين معيار ارزش و مهمترين هدف حيات مىداند و بدون آن زندگى را ناممكن مىشمرد. [١]» امّا هوريو/Maurice Hauriou ، «اعتقاد دارد كه حقوق هنگامى شروع مىشود كه به سوى عدالت براى فعليّت بخشيدن به احكام آن متوجّه باشد. [٢]» و ويلى/Villey «حقوق را هنر تقسيم مىداند؛ هنرى كه معيّن مىكند حق هر كسى چيست. [٣]»
بدين ترتيب مكاتب فوق مادى، (حقوق طبيعى يا الهى) عدالت را نخستين هدف حقوق مىدانند.
جستارهاى حقوقى مسائلى را پيرامون عدالت مطرح كردهاند كه اينك به بررسى آنها در چند نكته مىپردازيم:
١- «عدالت» به مفهوم صرف احترام به حقوق كنونى مردم نيست، بلكه برابرى در بهره بردارى از فرصتها را نيز شامل مىشود كه براى جامعه، پويايى فراوانى به ارمغان مىآورد، پس نهادن محدوديتهاى بيشترى بر سر مسير آدميان كه ايشان را از به كارگيرى همه تلاششان و به ظهور رساندن پتانسيلها و مواهبشان منع كند عدالت نخواهد بود و در همين جاست كه ميان عدالت مورد نظر و قوانينى كه به نام عدالت در جوامع مثلًا سوسياليستى وضع مىشود گونهاى تناقض به چشم مىخورد، چه، آنها به خاطر توزيع ثروت مانع از اقدامات فردى مىگردند و همين خود موجب مىشود مردم در تحوّل بخشيدن به نيروهاى خود و بهرهبردن از مواهبشان محروم گردند.
٢- گاهى تأمين اجتماعى و يارى رساندن به تهى دستان و توجّه به حقوق مستضعفان، خود عامل سستى و ركود جامعه مىگردد، زيرا از ابتكارات فردى
[١] - فلسفه حقوق، ج ١، ص ٤١٨.
[٢] - فلسفه حقوق، ج ١، ص ٤١٨.
[٣] - فلسفه حقوق، ج ١، ص ٤١٨.