مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١١ - ٢- كتب اجتماعى و روح ملّت
آيا امنيّت مهمتر است يا آزادى؟ ما جامعهاى را مىبينيم كه گاهى فرياد امنيّت سر مىدهد و گاهى فرياد آزادى، و اين درپى اين عامل متغيّر است كه: هرگاه هرج و مرج حاكم گردد ارزش امنيّت برارزش آزادى پيشى مىگيرد و از همين رو معمولًا حكومتهاى ديكتاتور پس از وضعيّت فراگير هرج و مرج ظهور مىكنند. امّا هنگام استقرار نظام و از بين رفتن عوامل هرج و مرج (دشمن خارجى، تروريسم داخلى، قحطى و ...) مردم، خواهان آزادى هستند.
آيا رفاه مهمتر است يا رشد اقتصادى؟ در اينجا نيز شرايط متفاوت هستند، هنگامى كه جامعهاى در شرايط رقابت و چالش به سرمىبرد رشد و پيشرفت اقتصادى مهمتر است، ليكن در شرايط عادى، مردم رفاه كنونى خود را بر رشد آينده خويش مقدّم مىشمارند.
آيا فرد مهمتر است يا جامعه؟ هنگامى كه بلند پروازيهاى اجتماعى (مثل اصرار بر پيروزى در جنگ خارجى عليه دشمن، يا جنگى اقتصادى عليه رقيبان مقتدر و يا نظاير آن) فزونى مىگيرد مردم فرديّت خود را قربانى جمع مىكنند، زيرا هدف جمعى در نگاه آنها مهمتر از اهداف فردى است. ليكن هنگامى كه فشار دستگاههاى جامعه بر فرد فزونى مىگيرد تا جايى كه نزديك است او را فرو خورد و ديگر توجيهى براى ايثار فرد در راه چيزى وجود ندارد تقاضاى حقوق فردى مردم افزايش مىيابد و آن گونه كه باتيفول مىگويد: هرگاه وزن منافع گروهى فزونى يابد، و پيوندهاى اجتماعى پيچيدگى يابد، نظامهاى سرمايهدارى، با تمام قدرت خواهان آزادى و حقوق فردى مىگردند و ديگر سازمانها نيز آن را تأييد مىكنند و لذا طرفداران مكتب اجتماعى واقعيت اجتماعى را دراين مطالبات انكار نمىكنند.
بدين سان به نظر مىرسد مكتب اجتماعى (همچون ديگر مكاتب حقوقى) سودمند است، ليكن كامل نيست، و ما بايد با ديگر نقاط سودمند ساير مكاتب به تكميل آن همّت گماريم.