مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٢ - يهوديّت
به خانواده، به دوستان و ديگران از آن جان مىگيرد. بدين ترتيب اين اخلاق گرايى بر مِهرى استوار است كه آن بر انديشه وجود نظم (يا آنچه نزديك به نظم است) در طبيعت، استوار است و در درجه نخست بر شكل پاكسازى كاملى جلوهگر مىشود كه وجه امتياز آن همان آداب اجتماعى است. [١]
تائوئيسم نيز به آيين كنفوسيوس نزديك است. اين آيين الگوى والا را در ساده سازىاى مىداند كه شخص حكيم را به تصوّف مىكشاند، فضيلت اين ساده سازى به فضيلت وحدت و يا همان وضع نخستى باز مىگردد كه پيش از پراكندگى شرّ به سبب چند گانگى وجود داشته است و ناگزير بايد به اين «وحدت» بازگشت.
اين «بازگشت»، اخلاقى كاملًا منفى را مىطلبد كه بر كنارهگيرى از عقل، از پژوهش و از شناخت استوار است كه الگوى والا را در ساده سازىاى مىداند كه شخص حكيم را در واقعيّت زندگى عملى به سوى تصوّف، رأفت كلّى و تواضع (چشمپوشى از شهرتطلبى) مىكشاند. [٢]
دراين دو آيين چيزى- جز آثار اندكى- از ديانت خدايى كه به نظر مىرسد قبلًا دراين سرزمين وجود داشته، به چشم نمىخورد. باور به وجود نظمى والا كه ما بايد خود را با آن همساز كنيم، و سفارشهاى عملىاى كه از آن نظام استنباط مىشود، وآنها بطور كلّى سفارشهايى اجتماعى است كه از تنش ميان مردم مىكاهد (فرمانبرى، تعهّد در برابر وظايف، تواضع و فروتنى) كه اين خود به نشانههاى اديان الهى مىماند.
- ٣- يهوديّت و مسيحيّت
يهوديّت
عليرغم وجود تناقض بين بندهاى عهد عتيق (تورات)، زيرا به نظر مىرسد كه
[١] - المذاهب الأخلاقيّة الكبرى، ص ٧١.
[٢] - المذاهب الأخلاقيّة الكبرى، ص ٧١.