مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨١ - آيا ارزش، پيوند است؟
خاص «همانند و همسان» خواهد بود.
اين ديدگاه در شناخت را كه مكتب رآليسم آن را بنيان نهاده است در ديدگاه آن نسبت به ارزشها بازتاب يافته و آن را پيوند صرف شمردهاند و از جمله ديوئى «» و لى «» و افرادى ديگر كه گمان كردهاند كه بنياد متافيزيكى ارزشها از اعتبارى ذاتاً ارزشمند به پيوندى تحوّل يافته كه ميان انسان و موضوعات برقرار است و اين پيوندها گونهاى نظر پيرامون پديده، يا شخص و يا مفهوم را دربر دارد، چنانكه شعور، يا رويكرد به سمت آن و يا ترجيح آن را دربر دارد. آنها مىافزايند كه: اين پيوند، بخشى از سامانهاى است كه بر رفتار ما حاكميت دارد و نيازها، رويكردها و اهداف ما را منعكس مىكند، به اضافه آنكه سامانه اجتماعى را كه ما در آن زندگى مىكنيم و ميراث فرهنگيى كه در پرتو آن رشد مىكنيم بهگونههايى مختلف و درجاتى ناهمسان منعكس مىكند.
تا اينجا، به نظر مىرسد انديشه مكتب رآليسم درباره ارزشها رنگى معقول دارد كه ارزشها سامانهاى از ايستارها هستند در برابر شرايط متغيّر، ليكن مكتب رآليسم معتقد است كه خاستگاه ارزشها جز همين پيوندها نيست. اين مكتب معتقد است: «ارزشها در حقيقت، مجموعهاى از گزينشهايى است كه آدمى در عرصههاى زندگى بدان اقدام مىكند؛ عرصههايى كه رويكردهاى بنيادين، گرايشهاى ژرف و ريشهدار و امورى را در خود دارد كه با احترام و تقديس از آنها ياد مىشود» [١].
ما ذكر دو نكته پيرامون اين انديشه را ضرورى مىدانيم:
اوّل اينكه ارزشها، گزينش بدون معيار نيستند بلكه بايد آن را گزينشى همراه با سنجه دانست.
دوم- سنجه و معيار به سهم خود برخاسته از ايستارها نيست، زيرا در اين صورت ما در حلقهاى ميانتهى همچنان خواهيم گشت و در اين صورت اين پرسش مطرح مىشود كه چرا ما اين موضع را برگزيدهايم؟ زيرا معيار و يا ارزشهايمان ما را
[١] - ارتقاء القيم، ص ٤٩.