مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٥ - ٧- مكتب ارزشى و ارزشهاى شريعت
پيرامون واژهاى به بحث مىنشينيم كه دقيقاً به حقيقت موضوع سخن ما اشاره دارد و نه به انديشهاى كه آن را باور داريم.
بر اين اساس آنچه به نظر مىرسد آن است كه واژه نزديك با موضوع مورد بحث ما همان «حكمت» است كه خداوند سبحان پس از بيان بخشى از ارزشها و اهداف شريعت مىفرمايد:
ذ لِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ ... [١].
«اين (احكام) از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است ...»
آياتى كه اين حكمت را بيان مىكنند محكمات ناميده مىشوند كه خداوند به ما دستور داده است براى شناختِ آيات متشابه بدانهاباز گرديم. خداوند مىفرمايد:
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ... [٢].
«اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد. بعضى از آيهها محكماتند، اين آيهها امّ الكتابند و بعضى آيهها متشابهاتند، امّا آنها كه در دلشان ميل به باطل است، به سبب فتنهجويى و ميل به تاويل از متشابهات پيروى مىكنند ...»
اين آيات كه دربردارنده حكمت مىباشد «فرقان» نيز ناميده مىشود، يعنى آيات روشنى كه حق و باطل را از يكديگر جدا مىكند.
امّا متون شرعى گاهى اين ارزشها را «علل شريعت» مىنامند، همانگونه كه در «علل الشرائع» شيخ صدوق- رضوان اللَّه عليه- چنين مىيابيم. اين از آن روست كه اصطلاح پيشگفته در آن روزگار رواج داشته است، پس در پرتو پيروى از عرف و نه چونان اصطلاحى قرآنى اين اصطلاح بكار رفته است، كه مقصود از علّت آن طور كه اهل منطق و فلسفه مىپندارند سبب تامّ يك پديده نيست، بلكه حكمتى است كه معمولًا هنگام اجراى حكم «تحقّق» مىيابد.
[١] - سوره اسراء، آيه ٣٩.
[٢] - سوره آل عمران، آيه ٧.