مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٥٠ - سوم- پيشرفت
وانگيزههاى دهش وفداكارى را دامن مىزنند وبه درك انسان نسبت به سهم خود در تحول بخشيدن به زندگى خويش از طريق خدمت به جامعه مىافزايند، و اينكه هركه گندم بكارد گندم مىدرود وهر كه باد بكارد طوفان مىدرود و «مردم به اعمالشان جزا داده مىشوند، اگر خير باشد خير و اگر شر باشد شر. [١]»
وَأَن لَّيْسَ لِلْانسَانِ إِلَّا مَا سَعَى* وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى [٢].
«و اينكه براى انسان بهرهاى جز سعى و كوشش او نيست. و اينكه (نتيجه) تلاش او به زودى ديده مىشود.»
و اينكه «هرچه كنى باتو همان شود. [٣]»
بهترين جامعه، آن است كه خواست مردم با خواست قانون يكى شود ومردم را پرورش دهد تا شهوتهايشان را با حقايق عقلشان، مطابقت دهند.
باتيفول مىگويد: «اگر آزادى، در صورت نبودن هرگونه مانع خارجى، بر اتّحاد كامل ميان هوش واراده استوار است، پس عملكرد مطابق با قانونِ معقول، آزاد شمرده مىشود وهر كه بر آنچه آن را خوش نمىدارد چيرگى يابد واز عقلش پيروى كند آزادتر است از كسى كه دربند تمايلاتش باشد. [٤]»
سوم- ارزش مصلحت عمومى، بر وجود توازن ميان همه مصالح وحاكم گرداندن بيشترين عدالت ممكن ميان آنها استوار است، پس هرگاه مصلحتِ جمع اقتضا كند كه مصالح فردى قربانى گردد (مثل جانفشانى در دفاع از وطن) بايد به قدر امكان ميزان اين ايثار و فداكارى كاهش يابد تا ميان مصلحت دفاع از وطن وحقوق افراد، موازنه برقرار گردد.
بدين ترتيب شايسته است در توجّه به ساير مصالح توازن برقرار شود وبر قانون است كه همه مصالح را محقّق سازد، زيرا اگر همه آنها گرد آيد همگان را سود
[١] - حديث شريف نبوى.
[٢] - سوره نجم، آيات ٣٩- ٤٠.
[٣] - حديث شريف.
[٤] - فلسفة القانون، ص ١٠٢.