مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٥ - ١- پيوند علم با اخلاق
نمىتواند آن را در اختيار ما نهد. حكماى فرانسه در سالهاى ١٨٨٠ م گمان مىكردند كه مىتوان ايمان به خدا را لغو كرد و اخلاقى لائيك بنيان نهاد كه براى مردم «تيپ نمونهاى» از انسانى كاملًا عقلانى و هماهنگ را مطرح كند. آنها اعتقاد داشتند كه مزيّت اين تيپ كه بر الگو بودن آن استوار است در آينده مؤثّر خواهد بود، ولى خطاهاى آنها خطايى دو سويه بود:
اوّل- اينكه ميان علم و تعهّد پيوندى برقرار نيست.
دوم- زيرا كه براى انسان ماهيّتى وجود ندارد، يعنى مجموعهاى از ويژگيها كه انسان، حقيقتاً انسان نمىباشد مگر آنكه آنها در وجود او بر روى اين زمين، تحقّق يابند. [١]
آرى! دو ويژگى از فوايد علم و دانش است:
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، مبانى تشريع اسلامى (٣) - قم، چاپ: اول، ١٣٨١.
الف- اينكه علم، حقايق را با وضوح بيشترى آشكار مىسازد- بويژه در روانشناسى و جامعهشناسى- و حق اخلاق است كه از اين حقايق به گونهاى بهره برد، آنگاه كه علم موضوع علم اخلاق را بيشتر روشن مىكند.
ب- اقتضاى پيشرفت علمى آن است كه از دردها و سختيهاى آدميان بكاهد و در نتيجه در كاستن توحّش آنها سهيم باشد، توحّشى كه حتّى زرق و برق تمدّن نيز نمىتواند آن را بپوشاند و نيازهاى ارگانيك بر نياورده شده بآسانى مىتوانند اين توحّش را از خواب بيدار كنند. برخى از انديشمندان و دانشمندان از «سان سيمون/Saint Simon » تا «رينان/Renan » و «بارتليو» يا در روزگار ما نظير «فوراستيه» باور يافتهاند از آنجا كه فناورى علمى مىتواند به گونهاى بىحد و مرز منابع زمينى را در اختيار انسان نهد، لذا اين فناورى مىتواند به گونهاى همانند، فناورى اخلاقى يكدست را نيز سامان بخشد. [٢]
ولى رويدادهاى سده اخير، بويژه آنچه با دو جنگ جهانى در پيوند است، و آنچه
[١] - المذاهب الأخلاقيّة الكبرى، ص ٣٠.
[٢] - همان، ص ٢٨.