مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٨ - ٣- مكتب رواقيان و نقد آن
دردناك گناه، نشان همين گزينشى است كه درك آن ممكن نيست. [١]
كار «كالوين» تشكيل دهنده بازگشتى عقلانى به انديشه كليساست در زمانى كه تمامى آراء بدبينانه لوتر پيرامون وضعيت بشر را، دراين طرح دينى فرانسوى شركت مىدهد، كالوين سخن از ضرورت تغيير رويكرد شخص مؤمن از اين دو دلى- حال، پريشانى آن هرچه مىخواهد باشد- با پرداختن به وظيفه بزرگداشت و تعظيم خدا به ميان مىآورد كه ابزار آن خدمت خدا بر اين زمين است.
اگرچه درست است كه خداى كالوين، آن قدر «دور» است كه نمىتوان به ستيغ جلال پرهيبتش دست يافت (و اين خاستگاه محكوم كردن هر گونه لاهوت عقلانى است)، ولى در توان هر انسانى است كه از راه پرداختن به رسالت خاصّ خود به بهترين نحو ممكن، پرستش او را به جاى آورد. كالوين در تصوّر خود از «حكومت» با لوتر تفاوت دارد. كالوين «حكومت» را براى جلوگيرى از پراكندگى گروههاى دينى (به شيوه لوتر) پا برجا نمىداند، بلكه آن را بسان سازمانى تحت رهبرى برگزيدگان معنوى تلقّى مىكند كه وظيفه آن چنين است: فرصت را در اختيار هر شخصى قرار دهد كه از نظر اجتماعى عملكردى را از خود ظهور دهد كه خداوند براى او مقدّر فرموده است. اين همان مفهومى است كه مىتوانيم بازتاب آن را در ليبراليسم كنش باورىاى بيابيم كه ايالات متّحده آمريكا به آن تمسّك جسته است (كه بر تركيبى از سازمان فكرى و فراست فردى استوار است)، چنانكه آن را در اخلاق گسستگى ادبى در «اندره ژيد/Andre Gide » طرفدار پيشين پروتستان مىيابيم:
«اينكه هر شخصى به طور كامل «خويشتن» خود باشد، و اينكه گزينش كند، يعنى اينكه هر شخصى خود، خود را بيابد، يعنى در نتيجه هر چيزى را كه در برابر «بى پيوندى» مانع شود و اجازه ندهد فرد از خود «مخلوقى بسازد كه در ميان ديگر مخلوقات، مانندى ندارد و نمىتوان آن را به عنصر ديگرى تبديل كرد» ناخوش مىدارد.
[١] - المذاهب الأخلاقيّة الكبرى، ص ٨٥.