مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٣ - مسيحيّت
ديدگاه امروز نسبت به عهد عتيق اين است كه آن فرآوردهاى ناهمگن و تشكيل شده از مجموعهاى عناصرِ منتسب به مآخذ و دورانهايى است كه بشدّت با يكديگر اختلاف دارند. [١]
ليكن محصول ديدگاه يهوديّت- چنانكه مىدانيم- همان ديدگاه يكتايى (همچون ديگر اديان بزرگ) است و الگوهاى والا در آن پاكى «دل» و بزرگداشت «دادگرى» است. پس جهان سرزمين خداوندى مىباشد كه هستى و انسان را آفريده است، خداوندى كه مراقب همه چيز و جبّار است كه براى كسانى كه او را دوست مىدارند و سفارشهاى او را پاس مىدارند پاداشى مهيّا مىكند و هركه سركشى او نمايد كيفر مىدهد.
بدين ترتيب الگوى والا، فرمانبرى از خدا و نزديكى بدوست، و ارزش بنيادين در زمين در آن «پاكى» اى جلوه مىيابد كه همسنگ پاكسازى نفس و عدالتى است كه به احقاق حقوق ديگران عنايت دارد، حقوقى كه در سفارشها و آموزشهاى اخلاقى تفصيل آن آمده است؛ سفارشها و آموزشهايى كه از يك سو در بردارنده آموزشهاى آيينى، يا مربوط به بهداشت خصوصى و عمومى است و از سوى ديگر در بردارنده زيرسازهاى ارزشمند «اخلاق» مىباشد، لذا كسى نيست كه با محتواى ده فرمان «Le Decaloguo»: احترام فرزند به پدر، به همسر ديگران، زندگى بشرى و تحريم دزدى، دروغ، حسد و .. ناآشنا باشد كه همه آنها فريضه هايى هستند واجب، چه، اوامرى به شمار مىآيند، صادر شده از سوى خدايى كه حقوقش را همچون واجباتش مىداند. [٢]
مسيحيّت
مسيحيّت بطور كلّى بر همان مفاهيم يهودى استوار مىباشد، و دو گرايش (بدبينانه و خوشبينانه) در آن ديده مىشود:
[١] - المذاهب الأخلاقيّة الكبرى، ص ٧٥.
[٢] - همان، ص ٧٦.