يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٨٣ - بتهاى خودمحتاج!/
براى مَثَل زدن هم بايد از نمونههاى روشن استفاده نمود. وقتى شما مىخواهيد براى اعراب «فاعل» و «مفعول» مثال بزنيد، از يك نمونه بغرنج مثل اين كه فاعل «ضمير» باشد يا اين كه «مبنى» باشد استفاده نمىكنيد؛ چون در اين دو مورد، اعرابِ فاعل و يا مفعول ظاهر نيستند؛ مىگوييد:
ضَرَبَ زَيْدٌ عَمْرواً؛ زيد «فاعل» است و مرفوع و «عمرو» مفعول است و منصوب؛ خيلى روشن و واضح. مثال، بايد يك تكّهى روشن حقيقت باشد تا بقيّهى حقيقت را هم آشكار كند.
خداوند در اين جا مثالى مىزند و بعد، مطلب ديگرى را هم عرض خواهم كرد.
وَاتَّخَذوُا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ.
خدا مىفرمايد: اينها به جاى آنكه خدا را شكر كنند، رفتهاند چند خداى دروغين پيدا كردهاند، دنبال آنها افتادهاند و خيال مىكنند آن خدايان دروغين مىتوانند آنها را يارى كنند؛ در حالى كه داستان برعكس است! اينها هستند كه دارند به اين خدايان ارزش مىدهند.
اگر ما يك بتى را درست كنيم، دور بت بگرديم و آن را عبادت كنيم و بتخانه را طواف كنيم، آيا در حقيقت، بت به ما چيزى داده يا ما هستيم كه به بت ارزش دادهايم و از آن دفاع مىكنيم؟
لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُحْضَرُونَ.
اينها براى آنها، همانند يك ارتشى دست به سينه و هميشه در صحنه خدمت مىكنند؛ در حالى كه آن خدايان به آنها هيچ نفعى نمىرسانند!
سؤال: آنها تعقّل نداشتند كه از آنها هيچ چيزى برنمىآيد؟
جواب: چرا .. هنوز هم هستند!