يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٨٧ - شغل جنتنشينان، ملالآور و جانكاه نيست/
وُجُوُهٌ يُؤْمَئِذٍ نّاضِرَةٌ، إِلىَ رَبّهَا نَاظِرَةٌ. [١]
«شُغل» بهشتيان اين است كه با چهرههايشان به خدا بنگرند. مبادا خيال كنى كه شغل، از اين شغلهاى دنياست! خير، شغلى است كه «فاكِه» است؛ لذّتبخش است؛ معرفتزاست.
«فاكِه»- به معناى ميوه- در آيههاى بعدى ذكر شده و در اينجا «فاكِه»، در حقيقت توضيحى براى «شُغُل» مىباشد. جواب از يك سؤال مقدّر است كه ممكن است كسى بپرسد: اين چه شغلى است؟ مىگويد: اين شغل براى افزايش معرفت است؛ نه براى رسيدن به اهدافى مشابهِ آنچه در دنيا براى نيل به آن، شغل اختيار مىكنند. در بهشت، هر لحظه معرفت بهشتيان بالاتر و بالاتر مىرود. شاهد اين مطلب آن است كه در آيه ى ٥٨ مىخوانيم:
سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَبٍّ رَّحِيمٍ.
بر آنها سلام (ودرود الهى) است؛ اين سخنى است از سوى پروردگارى مهربان.
بعضى از مفسّرين گفتهاند:
بهشتيان يك وقت مىبينند نورى مىتابد. همه متحيّر مىشوند. يعنى وقتى مردم در بهشت، يك ذرّه احساس خستگى مىكنند، نورى كه تا به حال نديدهاند و در آن جلوهى تازهاى از خداست، بر آنها مىتابد.؛ اين روايت را آلوسى و ديگران نقل كردهاند. [٢]
بنابر اين، ما «فاكِه» را در فىِ شُغُلٍ فَاكِهُون، كسى كه از ميوههاى مادّى بهرهمند است، معنا نمىكنيم؛ بلكه منظور لذّت و لذّتبخشى است. اگر به ميوه هم «فاكهه» مىگويند، چون لذّتبخش است. تعبير فُكاهيّات هم حتّى در فارسى بهكار مىرود؛ در حالى كه منظور، ميوه نيست! افرادى كه كنار هم
[١] -/ قيامة، ٢٢-/ ٢٣: (در آن روز، صورتهايى شاداب و مسرور است و به پروردگارش مىنگرد.)
[٢] -/ تفسير ابن كثير، ج ٣، ص ٥٨٣، و: الدرالمنثور، ج ٥، ص ٢٦٦.