يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٥٦ - سفر بىبازگشت
آيا اين بانگ و فرياد، به هنگام قيامت است و يا شامل مرگ هم مىشود؟
چون:
مَنْ ماتَ فقد قَامَتْ قِيَامَتُهُ؛ [١]
هر كس بميرد، قيامت او برپا مىشود.
از جمله ى «وَ لَا إِلىَ أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ» دو مطلب استفاده مىكنيم:
١- آنها اجازه نخواهند داشت كه به هنگام مرگ، به سوى خانواده و خانه و كاشانهاى كه براى خود تهيّه كردهاند، برگردند.
٢- اين گونه نيست كه آنها هيچ بازگشتى نداشته باشند. آن هابه سوى اهل و خانوادهى خود برنمىگردند؛ ولى در روز قيامت، به سوى خدا باز خواهند گشت.
سفرِ بىبازگشت
بنده هميشه اين مطلب در نظرم هست كه اينها كه پشت جنازهاى دارند حركت مىكنند و آن را تشييع مىكنند، توجّه ندارند كه چقدر شخصِ فوتشده از آنها دور شده است. خيال مىكنند اين جنازه، همان شخص است! ولى او رفت كه رفت؛ بهگونهاى كه شايد ديگر هيچ وقت همديگر را نبينند! تمام شد!
«فَاذَ ا نُفِخَ فِى الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُم». [٢]آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، يس اسماى حسناى الهى - قم، چاپ: اول، ١٣٨٩">.
يس اسماى حسناى الهى ؛ ص٢٥٦
هنگامى كه در «صور» دميده شود، هيچ يك از پيوندهاى خويشاوندى ميان آنها در آن روز نخواهد بود.
يا خيال مىكنند شخص در همان جايى است كه دفن مىشود. درست است كه قبرش اينجاست؛ ولى معلوم نيست كه روح او در كجاست؛ در چه فلك و در چه ملكوت و در چه كهكشانى است؛ در برهوت است يا دارالسّلام.
[١] -/ بحارالانوار، ج ٥٨، ص ٧، باب ٤٢، حقيقة النفس والروح واحوالهما. روايت از پيامبر عظيم الشان است.
[٢] -/ مؤمنون، ١٠١.