يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٠ - پاداش و پاسداشت حقجويى و حقگويى حبيب نجار!/
«وَ جَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ»
و مردى (با ايمان) از دورترين نقطهى شهر با شتاب آمد و گفت: «اى قوم من! از فرستادگان (خدا) پيروى كنيد!
حبيب در لحظهاى پيدا شد كه مىخواستند پيامبران را دستگير، زندانى و اعدام كنند. اين «حبيب» كيست؟ حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در پاسخ روايتى مىفرمايد:
او از كسانى است كه لم يكفروا باللَّهِ طَرْفَهَ عَيْنٍ [١].
به اندازهى يك چشم به هم زدن هم به خدا كفر نورزيد.
نيز گفته شده است:
السُّبَّاقُ ثَلاثَةٌ: حَبيبُ صاحِبُ يس و حزقيل مؤمن آل فرعون و علىّبن ابىطالب عليه السلام. [٢]
سابقون سه نفرند: حبيب، حزقيل و على عليه السلام.
البتّه ممكن است علاوه بر اين سه نفر و طبق روايات ديگر، اشخاصى همچون «يوشع» هم از سابقون باشند.
اينكه در روايت داريم: به اندازه ى يك چشم به هم زدن هم به خدا كفر نورزيد، مرحلهى بسيار بالايى است. بعضى از مفسّرين گفتهاند: حبيب در ابتدا كافر بوده و بعد مؤمن شده است؛ كه اين سخن مورد پذيرش ما نيست.
/ ب
پاداش و پاسداشتِ حقجويى و حقگويى حبيب نجّار!/
حقير به قصّههايى كه در تورات نقل شده و بعضى از مفسّرين در تفسيرها آوردهاند، ايمان چندانى ندارم. ما بيشتر نصّ قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام را ملاك قرار مىدهيم. حرفهايى كه گاه شنيده مىشود، با قرآن همخوانى
[١] -/ بحارالانوار، ج ١٣، ص ٥٨.
[٢] -/ بحار، ج ٢٤، ص ٨: عن ابن عباس قال: السبّاق ثلاثة ...