يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٠٧ - جاهليت قبل از اسلام و تغيير خلقت خدا!
به ندرت مىتوان در قرآن مواردى يافت كه به آن «جنبهى بىنهايت بودنِ» اسمهاى خداوند اشاره شده باشد؛ در همه جا به جنبههاى مثبت توجّه شده است: مثلًا «واسعٌ»، «عليمٌ» و مانند آن. در روايات، به آن جهت بىنهايت، بيشتر تأكيد شده است.
جذب اسمهاى خداوند
ما بايد هر اسمى را كه در قرآن بيان شده، جذب كنيم و در روحمان نگه داريم. اگر در قرآن در باب «حكمت» يا «علم» الهى سخن رفته است، بايد از اينها استفاده كنيم و خدا را به وسيلهى اين «حكمت» و «علم» بشناسيم. در اين صورت خيلى بهره بردهايم و خدا را به همين اندازه در مىيابيم.
علم به اسمهاى خداوند، ما را در معرفت حقايق هم كمك مىكند. مثلًا وقتى دانستيم كه خداوند حكيم است، به هنگام روبه روشدن با حقايق مىگوييم: «بايد اين حقيقت، حكمتى داشته باشد.» و به دنبال آن «حكمت» مىرويم.
جاهليّت قبل از اسلام و تغيير خلقت خدا!
جاهلان قبل از اسلام، چون معرفت به حكمت خدا نداشتند، هر جا چيزى مىيافتند كه در آن حكمتى نمىديدند، آن را تحت تأثير القائات شيطان، تغيير مىدادند. مىديدند: گوشِ درازگوشْ دراز است. با خود مىگفتند: «خدا به چه مناسبت يك گوش دراز براى دراز گوش خلق كرده؟
بايد كوتاه باشد! حال كه نمىتوانيم كوتاهش كنيم، تكّهتكّهاش مىكنيم.» قرآن در اين باره از زبان شيطان مىفرمايد:
«وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ». [١]
و به آنها دستور دهم تا گوش حيوانات را ببرند و امر كنم تا خلقت خدا را تغيير دهند.
[١] -/ نساء، ١١٩.