يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٠ - گيج از نعمت، غافل از نقمت!
معناى متداول كلمهى «قرن»، واحدى از زمان برابر با «صد سال» است.
كلمهى «قرن» با «مقارنت» همخانواده است و از لغت استفاده مىشود كه به كسانى كه در يك دورهى زمانى معاصرند و با هم زندگى مىكنند، «قرن» گفته مىشود؛ يعنى به هر «نسل» يك «قرن» گفته مىشود. به «عصر» و «دوره» هم «قرن» گفته شده؛ چون افراد آن دوره از نظر زمانى به هم نزديك هستند.
احتمالًا حدود سى سال، يك قرن محسوب مىشود و لازم نيست كه صد سال بگذرد. اگر چه وجهى هم براى صد سال وجود دارد؛ معمولًا حدّاكثر زمانى كه افراد مىتوانند با هم باشند، صد سال است و خيلى كم پيش مىآيد كه شخصى از صد سالِ قبل هنوز باقى مانده باشد.
در هر صورت «قرن» در اين جا به معناى «نسل» است. آيه مىفرمايد:
«وقتى عذابها مىآمد، نسلها از بين مىرفتند و ديگر تداوم نمىيافتند.»
گيج از نعمت، غافل از نقمت!
نعمتهاى پى در پى خداوند- سبحانه وتعالى- باعث غفلت ما مىشود و ما را از غضب خداوند غافل مىسازد./ بگيجِ نعمتها هستيم و از نقمتها غافليم/.
حضرت زين العابدين در دعايى مىگويند:
اذْهَلَنى عَنْ اقامَة شُكْرِكَ تَتابعُ طَوْلِك. [١]
نعمتهاى پى در پى تو از سپاسگزارىات غافلم كرده است!
نعمتهاى بسيار خداوند، ما را از توجّه به اين نكته غافل كرده است كه ممكن است روزى اين نعمتها نباشد. اگر خورشيد غروب نمىكرد، مردم نمىفهميدند كه نور از خورشيد است و خيال مىكردند: همه چيز، خودش نورانى است!
[١] -/ بحارالانوار، ج ٩١، ص ١٤٦، باب ٣٢، ادعية المناجاة، مناجاة الشاكرين.