يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٠٣ - از جادهى عادى و مادى طى طريق كنيد!
شاخهى درخت يا رؤيت مناظر عادى و روزمرّه همچون حالات خورشيد و ماه، به حقايق هستى مىرسند و با خدا و صفات او آشنا مىشوند. عدّهاى ديگر مقاومترند و بايد حتماً براى آنها خوابى نقل شود و در آن خواب، واقعهى عجيبى باشد؛ انسانى ناگهان حيوان شده باشد، يا حيوانى انسان شود تا تكان بخورند!
اگر ما بتوانيم- بنده خودم خيلى دوست داشتهام- كه از همين چيزهاى طبيعى و كارهاى روزمرّه، نيرو جذب كنيم و شناخت و ايمان به دست آوريم، به نعمت بزرگى دست يافتهايم.
خدا در اين قسمت از سورهى ياسين در بارهى خورشيد و ماه و فعل و انفعالات طبيعى آن كه همهى افراد بشر قادر به رؤيت آن هستند، سخن گفته است. اگر اين دو پديدهى عادى را عادى بنگريم، عبرتى در آن نمىبينيم.
ولى اگر عينك مان را عوض كنيم، مىتوانيم با اين دو مخلوقِ به ظاهر بيجان خدا وارد گفتگو شويم! به خورشيد بگوييم:
اى خورشيد كجا بودى؟ آيا مىتوانستى تن به طلوع ندهى؟ يا مىتوانى از غروب سر باز زنى؟
از جادّهى عادى و مادّى طىّ طريق كنيد!
وقتى اوّل ماه، چشم مان به ماه مىافتد، در دعايى كه براى همين حال وارد شده است- كه سعى كنيد خواندن آن را فراموش نكنيد- مىخوانيم:
ايُّهَا الْخَلْقُ الْمُطيع! [١]
اى مخلوقى كه مطيع خدا هستى!
اين حرفها را كه فقط به ماه نمىزنم. به خودم هم مىزنم. وقتى ماه كه آنهمه زيبايى و قدرت و نور دارد، مطيع خداست، من چرا مطيع نيستم؟
[١] -/ دعاى ٤٣ صحيفه سجاديه: وكان من دعائه اذا نظر الى الهلال: ايها الخلق المطيع ...