يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٨ - آينهى واقعنما را نشكنيد!
آنها كه گفتند: «شما نحس هستيد.» فرمودند: «نحسى از خودتان است!»
بعد آنان را به خودشان ارجاع دادند و گفتند: «اگر خودتان متذكّر شويد، به همين نكته خواهيد رسيد كه/ بكرم درخت از خود درخت است!/»
در مرحله سوّم به روانكاوى مردم پرداختهاند و سبب انحراف آنان را آفتابى كردهاند و فرمودهاند كه «شما از درون مُسرفيد!»
اين آيه را با آيهى ديگرى كه در آخر سورهى هود است، تفسير مىكنند.
در آخر سورهى هود خداوند- سبحانه وتعالى- مىفرمايد:
«فَلَوْلَا كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الْأَرْضِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّنْ أَنْجَيْنَا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِيهِ وَ كَانُوا مُجْرِمِينَ». [١]
چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما دانشمندان صاحب قدرتى نبودند كه از فساد در زمين جلوگيرى كنند؟!؛ مگر اندكى از آنها كه نجاتشان داديم. و آنان كه ستم مىكردند، از تنعّم و كامجويى پيروى كردند و گناهكار بودند (و نابود شدند.).
آيهى سورهى هود اين حقيقت را بيان مىكند كه چرا انسان منحرف مىشود؟ آيا انسان منحرف مىشود؛ براى اينكه مىخورد، مىخوابد، يا ازدواج مىكند؟ نه.
اگر از نعمتهاى خدا به شكل طبيعى و به مقدارى عادى استفاده كند، اين انحراف نيست؛ ولى اگر پرخورى، پُرخوابى و زيادهروى در مسايل جنسى پيشه كند، انحراف است.
اگر ما به اندازهى خودمان نان بخوريم، اشكال ندارد؛ ولى من مىخواهم نان ديگرى را هم بگيرم و بخورم. اگر من بخواهم به اندازهاى كه استحقاق آن را دارم، در جامعهْ مقام و شخصيّت داشته باشم، اشكال ندارد. ولى اگر بخواهم شخصيّت شما را از شما بگيرم و به شخصيّت خودم اضافه كنم، اين
[١] -/ هود، ١١٦.