يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٤١ - قطرهخونى در قهوه!
به گونهاى خلق شده است كه مىداند بايد به دنبال خالقش برود، نه دنبال افرادى كه مخلوق او هستند.
آيات ديگر را انشاءاللَّه، آقا تفسير مىكنند و ما هم اگر موفق بشويم، استفاده خواهيم كرد.
قطرهخونى در قهوه!
يكى از حاضران: يك جمله از آيتاللَّه العظمى آقا حسين قمى نقل مىكنم:
يك آقايى، قبل از تدريس، قهوه ميل مىكرد. روزى فرمود: مجلسى هست، آنجا قهوه درست مىكنند، آنجا مىخوريم. آن آقا اسمش را فراموش كردهام.
حاج آقاى رحمانى: ملّا حسينقلى همدانى شوندى!
درست است! تشريف بردند آنجا. قهوه آوردند. ميل نفرمودند، گفتند:
«آقا خودت فرمودى مىرويم قهوه مىخوريم.» فرمود:
«نمىخورم.» و علّتش را بيان نكرد. رفتند به قهوهچى گفتند:
«چطور قهوه درست كردى كه آقا ميل نكرد؟» قهوهچى تكانى خورد و با شگفتى از اينكه رازش چگونه آشكار شده است، گفت:
«چند قطره خون از دماغم در قهوه ريخت. ترجيح دادم صدايش را در نياورم. با خود گفتم: مىخورند بعد مىگويم دهانتان را سرراهتان آب بكشيد!» به هيچ كس هم نگفته بود!
حاج آقاى رحمانى: اتّفاقا اين مطلب در خاطرات مرحوم آقاى آخوندى همدانى موجود است.
ملّاحسين قلى همدانى شوندى بوده و مربوط به صدسالِ قبل است. رسم اين بود: قهوه ميل مىكردند. همين طور كه فرموديد، رفته بود و آن آقا گفته