يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٠٤ - شبهه، انكار، تحدى!
رگههاى هدايتپذيرى
در ادامهى آيه مىخوانيم: «فَعَزَّزَنا بِثالِثٍ». يعنى: براى تقويت دو رسول قبل، شخص سوّمى را فرستاديم.
ارسال رسول سوّم، ريشه در رحمت خدا داشت. مردم، دو رسول قبلى را دروغگو لقب داده بودند و سرانجامِ كسى كه حق را نپذيرد، عذاب است. از ادامهى آيه نيز مىتوان فهميد كه خداوند، اين افراد را عذاب كرد: جبرئيل آمد و دستش را روى دروازهى انطاكيه گذاشت. بانگى زد و همه مردند!
اين عذابِ مرگ بعد از اتمام حجّت اتفّاق افتاد. وقتى دو رسول الهى مورد تكذيب مردم قرار گرفتند، هنوز حجّت تمام نشده بود. لذا خدا فرد سوم را براى تقويت دو رسول قبلى فرستاد. حتّى/ بخود را رسول معرّفى نكرد تا حساسيّت مردم برانگيخته نشود و به تدريج روى مردم كار فرهنگى كرد تا اگر رگههاى هدايتپذيرى در وجودشان هست، رخ بنمايد./ ولى باز هم مردم از خود لجاجت نشان دادند و ايمان نياوردند. وقتى حجّت بر آنها تمام شد، عذاب آمد.
شبهه، انكار، تحدّى!
در آيه ى [١٥] خداوند مىفرمايد:
«قالوُا ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا و ما أَنْزَلَ الرَّحْمَنُ مِنْ شَىءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ.»
اما آنان (در جواب فرستادگان) گفتند: «شما جز بشرى همانند ما نيستيد، و خداوند رحمان چيزى نازل نكرده، شما فقط دروغ مىگوييد.»
دومين كارى كه اهل انطاكيه كردند، همانى بود كه هميشه كفّار در طول تاريخ انجام دادهاند. گفتند:
«شما (رسولان) هم جز بشرى مثل ما نيستيد.»
به قد و بالاى آنها نگاه كردند و آنان را همتاى خود يافتند. همان چشم و