يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨ - تفأل وليد به قرآن
سنجش بهره ببريم و بخواهيم كه ما را در اوضاع و شرايطى كه قرار داريم، راهنما باشد و چگونگى عمل را به ما بياموزد، نياز به شرايط و مقدّماتى است كه مهمترين آنها «حالت تسليم» است.
١- تسليم؛ كليد فهم قرآن
اگر روحيّهى تسليم و انقياد در ما وجود داشته باشد، به خوبى مىتوانيم از سفرهى گستردهى قرآن بهره بگيريم؛ چرا كه قرآن، چون گنجينهاى پربها و درْبسته است. كليد اين گنجينه، تسليم است و تا حالت تسليم در ما ايجاد نشود، قرآن خود را به ما نشان نمىدهد. بايد در حالتى باشيم كه اگر قرآن در خصوص ما حكمى كرد، فوراً فرياد اعتراض بلند نكنيم و اما و اگر را كنار بگذاريم و عرض كنيم: حكم آنچه تو فرمايى!
/ ب
اعتراض در برابر قرآن ممنوع!/
بنابر اين اگر ما كردار، رفتار، گفتار و پندار خود را به قرآن عرضه كرديم، بسا كه قرآن بگويد: فلان قسمت از كار تو اشكال دارد. به عنوان مثال تو داراى صفت نفاق هستى. در اين حال نبايد فرياد اعتراض بلند كنيم و بگوييم:
«من! من عمريست خيال مىكنم مؤمن هستم. حالا شما مىگوييد: منافق هستى؟!»
اگر اين حالت اعتراض و گاردگيرى در برابر قرآن وجود داشته باشد، ديگر قرآن آينهى تمام نماى مقابل ما نخواهد بود و همان گنج سربسته باقى مىماند؛ كه امكان بهرهگيرى از آن فراهم نخواهد بود.
تفأّل وليد به قرآن
نقل مىكنند: روزى وليدبن عُقبه به قرآن تفأّل زد. آيهى
«وَاتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنيدٍ» [١]
[١] -/ هود، ٥٩: (... واز كار وبار هر زورگوى ستيزه جويى پيروى كردند.)