يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٨٩ - نعمتهاى«افزودنى» و«اضافه بر سازمان» بهشت/
كه براى او رخ مىدهد، مربوط به كسانى است كه براى نيل به مقامات عالى تربيتشدهاند. ولى ابعاد و لذّتهاى ديگرى هم دارند. نعمت مستدامى كه از آن برخوردارند، شامل خوردن و آشاميدن و/ بمجالست و مؤانست با حورالعينها-/ كه تعبير دنيوى و آشناى ما تمتّعات جنسى است/-/ هم مىشود. البتّه لذّت اين خوردن و آشاميدن در آنجا بيشتر به خاطر آن است كه/ باز دست محبوب مىرسد و هر چه از دوست مىرسد، نيكوست!/
استاد رحمانى: آقاى جبرئيل (از دوستان جلسه) كه خدمتشان نشسته بوديم، آهسته فرمود: اين فى شُغُلٍ فَاكِهُون مربوط به دختران آن جاست! خوب كسى هم جبرئيل را رد كند، جايش معلوم است كجاست ديگر! ما هم معتقد به اين حرف آقاى جبرئيل هستيم!/ بو به هر حال: اللّهم ارزقنا!/
آقاى جبرئيل: بنده از قول امام صادق عليه السلام گفتم. از خودم نگفتم!
جواب: به هر حال استمتاع از زن هم يكى از نعمتهاست.
يكى از حاضران: آيا اين فى شُغُلٍ را متعلّق به «فاكهون» بگيريم؟
آيت الله مدرّسى: ببينيد! در عبارت إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فى شُغُلٍ فَاكِهوُنَ «اصْحابَ الجَنّة» اسم «انَّ» مىباشد. «فى شُغُل» هم خبر آن است.
«فاكهون» صفت است و موصوفْ معناى «فى شُغُل» مىباشد؛ و چون خبر «انَّ» مرفوع است، «فاكهون» هم كه صفت براى خبر است، مرفوع است.
مىتوانيم «فاكهون» را «خبر بعد از خبر» هم بگيريم.
/ ب
نعمتهاى «افزودنى» و «اضافه بر سازمانِ» بهشت/
من مىخواهم مطلبى را كه حاج آقاى رحمانى فرمودند، كمى باز كنم.
براى انسان ممكن است چند نوع نعمت تصوّر شود:
يك نوع از نعمتها، نعمتهايى است كه كمبودها، نقصها و خلأها را جبران مىكند. انسان درد دارد. وقتى درد ساكت شود، خودش يك نعمت