يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٦ - درنگى در سوگندهاى الهى
وسيلهى چيز ديگر باشد؟
به اين سؤال سه پاسخ داده شده است كه سومى از بنده است:
١- مخاطب قرآن، انسانها هستند و قرآن به زبان آنها نازل شده است.
در آيه ٩٧ سوره مريم مىخوانيم كه: «فَإنَّما يَسَّرْنَهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا».
(و ما (/ قرآن) را به زبان تو آسان بيان كرديم تا پرهيزكاران را بوسيله آن بشارت دهى، و دشمنان سرسخت را با آن انذار كنى.)
قرآن كلامى است كه به زبان ما و/ بدر قالب اصطلاحات انسانى/ آمده است.
اگر قرآن به زبان ما نازل نشده بود، چيزى از آن نمىفهميديم. البتّه قرآن حقيقى و روح كلّى قرآن مقولهاى نيست كه در دسترس هر كس باشد، خداوند مىفرمايد:
«لا يَمَسُّهُ إِلِاَّ الْمُطَهَّروُنَ». [١]
بنابر اين قرآنى را ما مىفهميم كه به زبان ما آمده باشد. وقتى چنين است، بايد در چهارچوبهاى زبان باشد و قواعد و دستورهاى زبان در آن لحاظ شده باشد. يكى از ابعادِ زبان، سوگند ياد كردن است. همان طور كه براى توضيح و تبيين، مثال زده مىشود، براى تأكيد، از ابزارهايى استفاده مىشود؛ مثل حروف تأكيد، نون تأكيد و نيز سوگند.
ممكن است بگوييد: «خدا احتياج به تأكيد ندارد.» اين درست است؛ امّا آنچه مهم است اين است كه مخاطب خداوند احتياج به تأكيد دارد. با منِ بشر بايد به گونهاى صحبت شود كه بفهمم و باور كنم.
٢- سوگندِ خداوند براى آن نيست كه بخواهد به كلام خود ارزش بدهد و آن را تقويت و تأكيد كند؛ بلكه براى آن است كه به ما بفهماند كه آنچه
[١] -/ واقعه، ٧٩: (جز پاكان، كسى به قرآن دست نمىيابد.)