يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٩ - آينهى واقعنما را نشكنيد!
بغْى و ظلم است. انحراف بشر از لحظهاى شروع مىشود كه به اسراف و زيادهخواهى بيفتد.
«وَ اتّبَعَ الذَّينَ ظَلَمُوا ما اتْرِفُوا فيه» [١].
و آنان كه ستم مىكردند، از تنعّم و كامجويى (مُفرطانه) پيروى كردند.
از اين آيات دانسته شد كه متولّى كار فرهنگى در جامعه بايد در مقام برخورد با مردم به سه مطلب توجه كند:
١- در مقابل بددهنى و زخم زبان مردم، قد خم نكند و تسليم نشود. به قول قرآن:
«وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ» [٢]
در راه خدا از ملامت هيچ ملامتكنندهاى نمىترسند.
٢- آنها را آگاه كنيم كه فحشى كه به ما مىدهيد، به اين دليل نيست كه ما به شما بدى كردهايم. بلكه بدى و بيمارى نهفتهى شما را به عنوان مقدمّهى علاج، آشكار كردهايم. شما نبايد ما را ملامت كنيد؛ بلكه بايد خودتان را ملامت كنيد:
/ ب «فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ»! [٣]/
٣- موشكافى روانى كنيم و ببينيم مردم به چه دليل منحرف شدهاند و سمع قبولشان را از دست دادهاند؟
بعد از اينكه گفتوگوى ميان پيغمبران و مردم به اتمام مىرسد، «حبيب»-/ معروف به «صاحبِ ياسين»-/ با شتاب از راه مىرسد. قرآن گزارش كيفيّت ورود او و صحبتهايش را در آيه [٢٠] اينگونه بيان مىكند:
[١] -/ هود، ١١٦.
[٢] -/ مائده، ٥٤.
[٣] -/ ابراهيم، ٢٢.