يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٢ - «ما» ى نافيه يا موصوله
«وَ انْ مِن امَّةٍ الَّا خَلا فيها نَذيرٌ» [١]
و هر امتى در گذشته انذار كنندهاى داشته است.
البتّه شك نيست كه در برخى زمانها انذار، كمرنگ و در محدودهى كوچك صورت گرفته است و در زمانهاى ديگر چون زمان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله رنگ و جلاى بيشترى داشته است.
و اگر «ما» را نافيه بدانيم، مفهوم آيه چنين خواهد شد كه:
«اين جماعت در ميان خود ترساننده و انذار كننده داشتند؛ ولى اين انذار آنقدر كمرنگ و كمفروغ و ارزشهاى الهى آنچنان تار شده بود كه گويا انذارى در كار نبوده است.»
بنابر اين اختلاف قابل حلّ است و در هر صورت جز يك ثمره بر آن متصور نيست و آن هم نياز بشر در تمام زمانها به يك فرد مُنذِر: خواه پيامبر، وصىّ پيامبر و يا عالِم دينى باشد. با توجّه به روال صحبت و سياق سخن، اگر «ما»، «نافيه» فرض شود، با پايان آيه كه مىفرمايد: «فَهُم غافِلون» سازگارتر است.
«لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَايُؤْمِنُونَ [٧] إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِىَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ [٨] وَ جَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَايُبْصِرُونَ [٩] وَ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ» [١٠]
فرمان (الهى) در بارهى بيشتر آنها تحقّق يافته، به همين جهت ايمان نمىآورند. ما در گردنهاى آنان غُلهايى قرار داديم كه تا چانهها ادامه دارد و سرهاى آنان را به بالا نگاه داشته است و در پيش روى آنان سدّى قرار داديم و در پشت سرشان سدّى؛ و چشمانشان را پوشاندهايم؛ لذا نمىبينند. براى آنان يكسان است: چه انذارشان كنى يا نكنى، ايمان نمىآورند.
[١] -/ فاطر، ٢٤.