يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥١ - مردم در نزد خدا محضرند نه حاضر!
تقدّم انذار بر تبشير
به دليلِ همين غفلت، اساس كار انبيا، انذار و هشدار بوده است و تبشير در مرتبهى بعد قرار دارد. در بسيارى از آيات قرآن، انذار به تنهايى ذكر شده؛ از جمله در همين سورهى ياسين كه در آغاز سوره آمده است:
«لِتُنْذِرَ قَوْماً مَّا انْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ».
در آياتى هم به جنبهى «مُبَشِّرِ رحمت» بودن و «سراج مُنير» بودن پيامبر اشاره شده كه آن هم در جاى خود لازم است. در پيامبر صلى الله عليه و آله، رحمت الهى جلوهگر شده است و به همين جهت مثلًا در سورهى احزاب، صفت «مُبشّربودن» بر «نذيربودن» مقدّم است. امّا در قرآن، به علّت نياز هميشگى مردم به هشدار و بيدارباش، بيشتر انذار صورت گرفته تا تبشير؛ همان طور كه به مسألهى نهى از منكر بيش از امر به معروف در قرآن توجّه شده است. بشر سرسخت است و بيشتر به انذار وهشدار نياز دارد.
مردم در نزد خدا مُحضَرند نه حاضر!
بعد (در آيه ى ٣٢) مىفرمايد:
«وَ انْ كُلٌّ لَمَّا جَميعٌ لَّدَيْنا مُحْضَروُنَ»
و همهى آنان (روز قيامت) نزد ما احضار مىشوند.
آيا نسلهايى كه با عذاب الهى يا به مرگ طبيعى از دنيا رفتند و به سوى اقوامشان در دنيا باز نمىگردند، به سوى خدا هم باز نمىگردند؟ آيا كار آنها براى هميشه تمام شده است؟ خير! نهتنها آنان، كه همهى نسلها و مردمان قديم و جديد، نزد خداوند احضار مىشوند. حتّى اين گونه نيست كه به اختيار خودشان بيايند و نزد خدا حاضر شوند؛ آنها را جلب و احضار مىكنند؛ مُحْضَرند نه حاضر!