يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٤٩ - حكايت فواره!/
«مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ. فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ»
مؤمنان گفتند: «عجله نكنيد! خيلى زود به يك آن و آنچنان شما را گرفتار مىكند كه نه مىتوانيد وصيّتى كنيد و نه به سوى كسان خود برگرديد.
منظور از وصيّت اين نيست كه آخوندى بيايد و بگويد: الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى اعْطاهُ الْعَقْل [١] و بعد بنويسد: «در حال سلامتى و فكر، اين شخص چنين وصيّت مىكند.» خير؛ «توصيه» اعم از وصيّت مكتوب و غيرمكتوب است.
گاه فردْ اصلًا نمىتواند حرف بزند و بگويد: «دست مرا بگير و يا مرا اقلًا فلان جا ببر تا هنگام مرگ آن جا باشم.»
آيه مىفرمايد: مؤمنان به آنها مىگويند: «خدا آنچنان شما را سريع، بيچاره مىكند كه فرصت نفس كشيدن هم نداشته باشيد.».
در روايت آمده است: گاه فردْ لقمهى نانى در دست دارد و مىخواهد به طرف دهانش ببرد. در همان لحظه، قيامت برپا مىشود و گرفتار مىگردد.
بنابر اين از محضر عالم بزرگوار، حضرت آيت الله مدرّسى؛ درخواست مىكنم در درجهى اوّل به ربط جملهها و آيهها با يكديگر بيشتر بپردازند؛ چون، اين جملهها كلام خداست و بايد به اين ارتباطها، توجّه كامل شود.
به آيات مورد بحث توجه كنيد.
/ ب
حكايتِ فوّاره!/
«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَنْ لَّوْ يَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ».
آيا به شما بدهيم، آنچه را كه خدا به ما داده؟ خوب اگر خدا مىخواست
[١] -/ ستايش و سپاس خداوندى را سزد كه به او عقل عطا فرمود.