يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٠٣ - خلاصهاى از آنچه گذشت
است و مجال آشاميدن آب مىيابد. نوع ديگر لذّت، لذّت افزونى است.
شايد لذّت نوع اوّل در آخرت، معنا نداشته باشد؛ يعنى انسان در حالت گرسنگى، تشنگى و ... نباشد:
وَ أَنَّكَ لَا تَظْمَؤُا فِيهَا وَ لَا تَضْحَى [١]؛
در آن تشنه نمىشوى و حرارت آفتاب آزارت نمىدهد.
سيرىِ آنجا، به اين معنا نيست كه بعد از گرسنگى باشد؛ چون در آنجا درد و نقص نيست؛ هر چه هست، از نوع دوّم يعنى از نوع افزونى است. و آن خود، سه قسم است:
١- افزونى و زيادت بر بدن انسان، و به تعبير ديگر لذّتهاى بدنى همچون خوردن و آشاميدن، خواب و مانند آنها. البتّه خواب- به معناى خواب- شايد نباشد؛ ولى مقدّماتش هست.
٢- لذّتى كه مربوط به احساسات و وجدان انسان است؛ مثل اينكه انسان با دوستان، دور هم باشند؛ مأنوس باشند: «اخْواناً عَلَى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ» [٢] باشند.
٣- لذّتى كه از همهى لذّتها بالاتر است، لذّتى است كه مربوط به عقل انسان است و آن، رابطهى مستقيم بين انسان و نور خداوند- سبحانه وتعالى- است و همان طور كه حاج آقاى رحمانى فرمودند، شايد آيهى الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُون اشاره به مشغوليّت مؤمن به سَلَامٌ قَوْلًا مِّنْ رَّبٍّ رَحِيمٍ است. يعنى تفسير كلمهى شُغُلٍ فقط ازدواج و همسران نباشد؛ بلكه همهى نعمتها
[١] -/ طه، ١١٧-/ ١١٩: (فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَّكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَ لَا تَعْرَى وَ أَنَّكَ لَا تَظْمَؤُا فِيهَا وَ لَا تَضْحَى؛
پس گفتيم: «اى آدم! اين (ابليس) دشمن تو و همسر توست. مبادا شما را از بهشت بيرون كند كه به زحمت و رنج خواهى افتاد. (امّا تو در بهشت راحت هستى و مزيّتش بر تو اين است كه) در آن گرسنه و برهنه نخواهى شد و در آن تشنه نمىشوى و حرارت آفتاب آزارت نمىدهد!)
[٢] -/ حجر، ٤٧: (در حالى كه همه برادرند و بر تختها رو به روى يكديگر قرار دارند.)