يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٠٠ - نقطهى پايان مرگ، بر جملهبندى حيات!
حزقيل، و على بن ابى طالب. [١]
بنابر اين «حبيب» در زمرهى شهداست و شهادت هم به حكمِ آيه ى كريمهى «احْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرزَقُونَ» حياتبخش است.
زنده بودن شهيد معناى والاترى دارد. شهيد نمىميرد؛ هست؛ در ميان ما حضور دارد.
براى آنكه خداوند اين مسأله را خوب ثابت كند در آيهى مشهور زير، از تعبير «رزق» استفاده مىكند و مىگويد:
«احْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» [٢]
(آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند.
«رزق»، از خصوصيّتهاى افراد «زنده» است! مُرده كه رزق ندارد. پس معلوم است كه شهيد، از آنجا كه زنده است، احتياج به رزق دارد. در همين آيه كلمهى «يستبشرون: مژده مىدهند» نيز آمده كه اين هم نشانهى حيات است. در حالى كه شخصى كه مىميرد، چنين وضعيّتى ندارد. در روايتهاى بسيارى آمده است كه بيشتر انسانها با مردن، پا به/ بليست «فراموششدگان»/ مىگذارند. اما داستان شهيد، متفاوت است.
نقطهى پايان مرگ، بر جملهبندى حيات!
اين جا ممكن است سؤالى در ذهن بيايد و آن اينكه خداوند در آيهى زير در خصوص پيامبر صلى الله عليه و آله نيز از تعبير «ميّت» استفاده كرده است:
«إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَيِّتُونَ» [٣].
تو ميرا هستى و آنان هم ميرا هستند.
آيا مرگ پيامبر هم نعوذُباللَّه ورود او به ليست فراموششدگان است؟
[١] -/ بحارالانوار، ج ٣٥، ص ٤١٠.
[٢] -/ آل عمران، ١٦٩.
[٣] -/ زمر، ٣٠.