يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٧ - آينهى واقعنما را نشكنيد!
عذاب اليم اين بود كه ميله يا ميخ آهنى بزرگى را داغ مىكردند و در چشم افراد فرو مىكردند. ديگر اينكه: نىها را مىشكستند و به دو نيم مىكردند و آنها را به بدن شخص مىبستند و بعد، يكىيكى آنها را مىكشيدند و با كشيدن آنها، پوست بدنشان كنده مىشد. يا شخص را به دار مىزدند؛ ولى نمىكُشتند. طناب را به گردنش نمىانداختند؛ بلكه دست و پايش را در تختهاى به شكل صليب ميخكوب مىكردند و او را به همان حال مىگذاشتند تا بميرد.
مسيحىها هم ادّعا مىكنند كه حضرت عيسى عليه السلام را به همين شيوه به صليب كشيدند. و به ادعاى آنها: ايشان تا چهار روز زنده بود و بعد فوت شد.
پيامبران مورد اشاره در سورهى (يس) بعد از شنيدن تهديدهاى مردم گفتند:
«قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ».
(رسولان) گفتند: شومى شما از خودتان است؛ اگر درست بينديشيد! بلكه شما قومى اسرافكاريد.
آينهى واقعنما را نشكنيد!
از اين آيه اين درس را مىگيريم كه ما نبايد در مقابل كسانى كه تهمت مىزنند، زود تسليم شويم. اگر او گفت: «آقايى كه امر به معروف مىكنى! شما نحس هستيد!» بايد بگوييم:
نه! ما نحس نيستيم. كار شمايى كه مرتكب منكريد، نحس است. به قول قرآن: طائِرُكُمْ مَعَكُمْ:
صلى الله عليه و سلم
آينه گر عيب تو بنمود راست
خود شكن! آيينهشكستن خطاست»