يس اسماى حسناى الهى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٣٦ - بهشتى كه شيطان به آن مجوز ورود داشت!
پس اين، همان عهد است. و خدا در اين عهد، با ما صحبت كرده است.
خدا به بابابزرگ ما هم كه آدم بود، فرمود:
/ ب
سوگندِ باور شيطان!
اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلَا مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتَما! [١]
تو با همسرت در بهشت سكونت كن و از (نعمتهاى) آن از هر جا مىخواهيد، گوارا بخوريد.
هر جاى بهشت كه دوست دارى باش! زنت هم كنارت! در زير اين درختها خوش باشيد! ولى:
لَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ. [٢]
نزديك اين درخت نشويد!
يك دانه درخت را نشان داد و استثنا كرد و گفت: نزديك آن نرويد. شيطان آمد! وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ* فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ؛ [٣]
براى آنها سوگندِ باور ياد كرد كه من براى شما از خيرخواهانم و به اين ترتيب آنها را با فريب (از مقامشان) فرود آورد.
حال، حضرت آيتاللَّه مدّرسى، من هم يك جمله عرض كنم؛ اينجا استفاده كنيم.
/ ب
بهشتى كه شيطان به آن مجوّز ورود داشت!
[١] -/ بقره، ٣٥.
[٢] -/ بقره، ٣٥.
[٣] -/ اعراف، ٢١-/ ٢٢.