المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣ - تقسيم واجب
خواندن نماز موقوف ميشوند بر استطاعت و زوال شمس امّا وجوب اين دو فعل مطلق و منجّز بوده و هيچ قيد و شرطى ندارند. و باصطلاح: وجوب فعلى است ولى واجب استقبالى مىباشد. و سرّ مقيّد بودن مادّه و ارجاع قيد بآن اينستكه:
شخص عامل وقتى التفات به چيزى پيدا كند يا آن چيز مطلوبش واقع شده يا مطلوبش نميباشد.
در صورت دوّم جائى براى بحث نبوده و در فرض اوّل از دو حال خارج نميباشد:
الف: آنكه بطور مطلق مطلوبش واقع ميشود بدون اينكه قيد و شرطى در آن دخيل باشد.
ب: آنكه مقيّد و مشروط به شرطى و در فرض خاصّى مطلوبش قرار مىگيرد.
در فرض اوّل واجب را واجب منجّز گويند.
و در فرض دوّم امر از دو حال خارج نيست:
١- قيد و شرط در اختيار مكلّف باشد، مانند: ان استطعت فحجّ.
٢- قيد و شرط در اختيار وى نباشد، نظير: ان زالت الشمس فصلّ.
در صورت اوّل واجب را واجب مشروط خوانند و در صورت دوّم واجب را واجب معلّق گويند.
پس همانطوريكه بيان شد در هردو قسم از واجب (و واجب مشروط و واجب معلّق) قيد و شرط به مادّه راجع مىباشند نه به هيئت از اينرو وجوب قيد و شرطى ندارد بلكه بطور منجّز انشاء مىشود، بنابراين، بايد گفت:
وجوب حجّ قبل از حصول استطاعت انشاء شده منتها شرط واجب هنوز در خارج تحقّق نيافته است، چنانچه وجوب نماز ظهر پيش از ظهر انشاء و ايجاد شده ولى قيد نماز و ظرف آنكه وقت زوال است هنوز فرانرسيده.
مؤلّف گويد: