المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢ - تقسيم واجب
بوده يا از اختيار ما خارج باشد.
توضيح
امر كه بر وجوب واجب دلالت دارد مركّب است از هيئت و مادّه مقصود از هيئت صيغه امر مىباشد، همچون هيئت « افعل » .
و مراد از مادّه فعل و عملى است كه بواسطه صيغه امر واجب ميشود.
مثلا اگر مولائى به بندهاش گفت:
اسقنى ماءا (من را سيراب كن).
عمل آب دادن ماده بوده كه از آن به « سقى » تعبير مىكنيم و صيغه « افعل » هيئت آن مىباشد.
باتوجّه باين نكته مىگوئيم:
گاهى در كلام قيد و شرط ذكر شده و زمانى كلام مطلق و خالى از هرگونه قيدى مىباشد.
مثال اطلاق كلام و خلّوش از هر قيدى همچون عبارت مذكور يعنى، اسقنى ماءا يا مانند:
اقيموا الصلوة و آتو الزّكوة.
و مثال آوردن قيد در كلام همچون:
حجّوا ان استطعتم يا مانند: صلّوا ان زالت الشمس.
در موردى كه كلام خالى از قيد و شرط باشد جائى براى گفتگو نيست، امّا در صورت آوردن قيد و شرط: بين مرحوم شيخ اعظم و برخى ديگر همچون مرحوم محقّق خراسانى اختلافست:
شيخ عليه الرّحمه ميفرمايند: قيد را بايد به ماده فعل رجوع داده و هيئت را منجّز و غيرقابل تقييد قرار داد؛ يعنى، قيد و شرط انجام فعل را مقيّد و مشروط مىكنند نه وجوب و لزوم را، لذا در دو مثال مذكور بايد گفت: انجام حجّ و