المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٢ - حجّيت ظواهر
در حاليكه ميتوان گفت معناى آن سفاهت و كارى كه صدورش از عامل پسنديده نيست مىباشد و بديهى است كه عمل بقول شخص عادل يا موثّق كار سفيهانه بشمار نميرود.
اشكال ديگر
اشكال ديگر آنستكه:
بفرض اين آيه بر حجّيت خبر واحد دلالت داشته باشد، صرفا اخبار بدون واسطه را حجّت مىكند نه اخبار مع الواسطه را.
توضيح
اگر مثلا مرحوم شيخ طوسى از سيّد مرتضى و سيّد مرتضى از شيخ مفيد و شيخ مفيد از مرحوم صدوق و مرحوم صدوق از پدرش و پدرش از صفّار و صفّار از معصوم عليه السّلام روايتى نقل كرد.
در اينجا اگر آيه نباء خبر واحد را حجّت كند بعد از حجّت شدن خبر واحد حجّيت به خبر شيخ طوسى ثابت نميشود و پس از اثبات آن اصل خبر سيّد مرتضى تحقّق پيدا مىكند، و امّا حجّيت آن بلادليل است، زيرا دليلى كه مولّد و محقّق موضوع است براى اثبات حكم آن موضوع كافى و وافى نيست و نياز به دليل ديگرى دارد، پس حجّيت قول سيّد مرتضى و اثبات وسائط قبل بدون حجّت هستند.
بلى، اگر بعد از ثابت شدن خبر سيّد مرتضى براى بار دوّم حجّيت جداگانه وسيله دليل ديگر غير از آيه نباء انشاء شود ميتوان ملتزم شد كه اخبار مع الواسطه بدينترتيب حجّت ميشوند.
٢- آيه نفر: فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ الآية.