المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨ - دلالت نهى بر فساد و عدم آن
مقدّمه دوّم [نهى تنزيهى و كراهى نيز مناطا در بحث داخلند]
اگرچه ظاهر نهى، نهى تحريمى است، ولى نهى تنزيهى و كراهى نيز مناطا در بحث داخلند.
مقدّمه سوّم [پيرامون منهى عنه]
منهى عنه يا عبادت است و يا غير عبادت مىباشد.
مقصود از عبادت آنستكه، اگر حرام نباشد، ذاتا باعث تقرّب مىگردد همچون: ركوع و سجود، تسبيح و ذكر.
و غير عبادت آنستكه، اگر حرام نباشد، ذاتا مقرّب نيست، مگر بعنوان ديگر كه بر آن عارض گردد و بواسطهاش قرب حاصل شود.
مقدّمه چهارم [مورد بحث، امورى استكه قابليّت براى اتّصاف به صحّت و فساد را دارند]
مورد بحث، امورى بوده كه قابليّت براى اتّصاف به صحّت و فساد را داشته باشند، يعنى امورى كه اگر آثار شرعيّه بر آنها مترتّب گردد، صحيح بوده و در غير اينصورت باطل مىباشند، ولى امورى كه اين قابليّت را ندارند، يعنى انفكاكشان از اثر قابل تصوّر نباشد، مانند برخى از اسباب ضمان يقينا در محلّ نزاع داخل نمىباشند.
مقدّمه پنجم [اضافى و نسبى بودن صحّت و فساد]
صحّت و فساد دو امر اضافى و نسبى هستند كه بحسب آثار و انظار فرق مىكنند و الّا معناى آنها در همه موارد متّحد است چه در معاملات و چه در عبادات، لذا صحّت در تمام موارد به معناى تماميّت و ترتّب اثر است همانطوريكه فساد خلاف آن مىباشد، چنانچه اختلاف فقيه با متكلّم در تفسير