المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٢ - جواب از ادلّه اجتماعىها
شيئ واحدى اجتماع كردهاند، مانند: نماز در حمّام يا روزه در سفر كه در ايندو مورد نماز و روزه هم واجب بوده و هم مكروه مىباشند و وقتى وجوب و كراهت با اينكه باهم متضاد هستند در يك مورد اجتماع كردهاند، وجوب و حرمت نيز باهم قابل اجتماع مىباشند و بين ايندو مورد نبايد فرقى قائل شد.
جواب از دليل اوّل اجتماعىها
جواب ايندليل آنستكه مىگوئيم:
وقتى برهان و دليل قطعى بر استحاله اجتماع امر و نهى داشتيم اين قبيل موارد را بايد بنحوى از انحاء توجيه كنيم، زيرا اينگونه از امثله قابليّت تصادم با برهان را ندارند، مثلا: در توجيه آندو مىگوئيم:
نماز و روزه در دو مثال مذكور صرفا واجب بوده و مكروه نيستند و اساسا در ايندو مثال دو حكم اجتماع نكردهاند، بلكه يك حكم بوده و آن هم وجوب است و اگر اطلاق كراهت در آن شده مراد اينستكه، واجب در مرتبه نازلترى از مراتب ديگرى مىباشد، چه آنكه نماز در مسجد مرتبهاش اعلى و در حمّام رتبهاش پائينتر از آن مىباشد، پس چنين نمازى تنها يك حكم، كه آن هم وجوب باشد بآن تعلّق گرفته، منتهى در مقام سنجش و نسبت از ديگر افراد نماز مانند: نماز در مسجد يا در خانه پائينتر و نازلتر مىباشد.
دليل دوّم اجتماعىها
٢- اهل عرف كسى را كه مأمور به را در ضمن فرد حرام مىآورد هم مطيع مىدانند و هم عاصى و اينحكم از عرف خود دليل بارزى است بر اينكه امر و نهى قابل اجتماع مىباشند.
مثلا اگر مولائى بندهاش را به خياطت امر نمود و از غصب نهى كرد و