المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢ - مبحث اجزاء
از آن در دو مقام صحبت ميشود، و قبل از آنكه متعرّض ايندو بشويم، تذكّر اين سه امر لازم است:
الف: مقصود از « وجه » كه گفتيم مأمور به را بوجه صحيح بياورد آن صورت و طريقى است كه مأمور به بآن حال مطلوب شرعى باشد، مانند اينكه عبادات را بقصد قربت بياورد، پس وجه در اينجا اعم از كيفيّت و نيّت قربت مىباشد.
ب: منظور از اقتضاء، علّيّت است؛ يعنى، در اين مبحث صحبت از اين استكه مأمور به را به كيفيّت و گونهاى بياورد كه علّت براى اجزاء بوده و در نتيجه اعاده و قضاء لازم نداشته باشد.
ج: مراد از « اجزاء » معناى لغوى آن است؛ يعنى، كفايت نه بمعناى سقوط قضاء.
پس از ذكر اين سه مقدّمه وارد در بحث مىگرديم:
مقام اوّل
آيا امتثال مأمور به بامر واقعى يا بامر اضطرارى مقتضى اجزاء هست يا نيست؟
مثال اوّل
مثلا كسيكه صاحب عذرى نيست، وضوء گرفته و با آن نماز واجب را خواند، بدون آنكه در وضوئش خللى از حيث شرط يا جزء بوده باشد.
مثال دوّم
مانند شخصى كه قادر به گرفتن وضوء نيست يا وضوء گرفتن برايش شاقّ مىباشد، اگر تيمّم نمود و آن را با تمام شرائط و خصوصيّاتش انجام داد،