المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٤ - حجّيت ظواهر
جواب از استدلال اوّل
در جواب از استدلال اوّل گفتهاند:
تحذّر براى رسيدن بواقع و در محذور مخالفت با آن قرار نگرفتن امر حسنى است ولى واجب نمىباشد مگر آنكه دليلى بر تكليف قائم شده باشد و الّا در مواردى از قبيل شبهات غيرمحصوره يا شكوك بدوى قطعا تحذّر و احتياط واجب نبوده ولى در عين حال حسن مىباشد پس بين حسن و وجوب تلازمى وجود ندارد، لذا بايد بگوئيم:
از راه حسن بودن تحذر نميتوان وجوب آنرا اثبات كرد.
جواب از استدلال دوّم و سوّم
فائده انذار منحصر در تحذّر نيست تا بوجوب انذار تحذر را واجب بدانيم زيرا در آيه اطلاقى نيست تا بطور مطلق اقتضاى وجوب تحذّر را داشته باشد از اينرو ممكنست بگوئيم:
وجوب حذر چه بسا مقيّد به صورتى است كه افاده علم كند پس در واقع علم حجّت است نه قول عادل.
٣- آيه كتمان: إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى الآيه.
تقريب استدلال
خداوند متعال در اين آيه شريفه كتمان حق را تحريم فرموده و اظهار آن را واجب نموده است، حال اگر عادلى حقّى را اظهار نمود قبول آن بايد واجب باشد؛ زيرا، در غير اينصورت انشاء و جعل تحريم كتمان وسيله اين آيه ملازم است با انشاء وجوب قبول نمودن چه آنكه در غير اينصورت جعل اوّل يعنى