المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٤ - حجّيت ظواهر
استصحاب هردو را شامل ميشود.
٦- اقتضاى اخبار اين باب آنستكه، اگر احكام مورد استصحاب قرار گيرند حكم مماثلى با مستصحب پس از استصحاب انشاء مىگردد و اگر موضوعات استصحاب شوند حكم مماثل با حكم مستصحب انشاء مىشود و به هر تقدير جاى شك نيست كه پس از استصحاب مستصحب و انشاء شدن حكم آثار شرعيّه و عقليّه آن بار مىگردد.
مثلا اگر در اباحه شرب تتن كه قبل از تكليف ثابت بوده بعد از بلوغ شك كنيم و نفس اباحه را قابل استصحاب بدانيم معنايش اين است كه بعد از بلوغ اباحهاى مماثل با اباحه قبل از شرع انشاء شده، از اينرو تمام آثارى كه بر اباحه قبل از بلوغ مترتّب بوده عينا بعد از آن بار مىشوند، چنانچه اگر موضوعى را استصحاب كنيم مثل حيات زيد معنايش اينستكه هر حكمى كه اين موضوع قبلا دارا بوده از قبيل عدم جواز شوهر نمودن همسرش و امثال آن بعد از استصحاب احكامى مماثل با احكام قبل انشاء مىشوند.
مؤلّف گويد:
در اينقسم (موردى كه موضوع استصحاب ميشود) پس از استصحاب موضوع آثار شرعيهاى كه مترتب بر موضوع است جارى شده نه آثارى كه بواسطه امر غيرشرعى بر آن بار مىگرداند، فلذا حضرات فرمودهاند:
اصل مثبت حجّت نيست، يعنى اصلى كه موضوع عقلى و عادى را اثبات كرده و سپس آثار آن موضوع را اگرچه آثار شرعيّه آن باشد بخواهيم اثبات نمائيم.
مثلا در شك در بقاء حيات زيد اگر چنين بگوئيم:
زيد در بيست سال قبل حيات داشت ولى بملاحظه صغرسن فاقد لحيه بود اكنون كه شك در حياتش داريم استصحاب بقاء حيات كرده و ثابت مىكنيم كه وى ملتحى (ريشدار) است و سپس آثارى را كه بر ملتحى بودن