المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٨ - كلام در عمل اجمالى
شخص بايد بآوردن هردو مبادرت ورزد، حال كلام در اينستكه، وى باقدرت از تعيين واجب واقعى اگر بدنبال آن نرفت و باحتياط اكتفاء كرد، يعنى هردو را خواند، آيا تكليف از عهده او ساقط مىشود يا همچنان باقى است؟
برخى از فقهاء فرمودهاند:
امتثال حاصل نيست و براى مدّعاى خود به سه دليل متمسّك شدهاند:
١- مكلّف در چنين فرضى بقصد وجه اخلال نموده است، لاجرم مكلّف به را اتيان نكرده است.
٢- قصد تميز فوت شده است چه آنكه مكلّف هريك از دو فعل را كه آورده بطور مميّز و مشخّص نيّت نكرده است.
٣- چنين امتثالى لعب به امر مولى و تمسخر او مىباشد.
دسته ديگر فرمودهاند:
امتثال حاصل است، و از هرسه دليل مذكور جواب دادهاند كه ذيلا نقل ميشوند:
امّا جواب از دليل اوّل:
اوّلا: قصد وجه در عبادات معتبر نيست.
ثانيا: بفرض وجوب اعتبار آن در موردى است كه وجه عبادت معلوم و مشخّص باشد، نه در جائى كه همچون مورد بحث معلوم نبوده، بلكه محتمل و غيرمعلوم است.
ثالثا: در مورد بحث مكلّف قصد وجه دارد منتهى آنرا به نحو معيّن و متميّز نياورده است و بعبارت ديگر وى صرفا به قصد تميز اخلال وارد نموده است نه بقصد وجه و پرواضح است كه آن محذورى بدنبال ندارد، زيرا در مضامين اخبار و ادلّه شرعيّه اثرى از وجوب آن بچشم نميخورد.
و از شرح و توضيحى كه داده شد جواب از دليل دوّم نيز معلوم ميشود.
و امّا جواب از دليل سوّم: