المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٤ - تقسيم واجب
بعقيده ما نيز مطلب چنين بوده و مادّه مقيّد است نه هيئت چه آنكه وجوب انشاء شده بوسيله هيئت قابل تقييد و تعليق نمىباشد، زيرا انشاء امرش دائر مدار بين وجود و عدم است و معنا ندارد بفرضى بوده و بفرضى ديگر نباشد و همانطوريكه مرحوم شيخ فرمودهاند: ارجاع قيود و شروط به هيئت ممتنع و مستحيل مىباشد و اساسا با تعليق تنافى ندارد، فلذا در انشاء عقود و ايقاعات حضرات تعليق و شرط را مبطل قرار دادهاند.
٣- واجب نفسى و غيرنفسى
واجب نفسى آنستكه، ذاتا مطلوب باشد، مانند: نماز.
و واجب غيرنفسى آنستكه، بملاحظه رسيدن به غير واجب شده است و الّا خودش ذاتا مطلوب نيست، لذا بآن واجب غيرى گويند، مانند: تمام واجبات مقدّمى همچون: وضوء نسبت به نماز.
تنبيه (١)
در واجبات نفسى امتثال آنها موجب ثواب و مخالفتشان باعث عقاب است.
بعبارت ديگر: اوامر در واجبات نفسى مولوى هستند، ولى در واجبات غيرى ثواب و عقاب بر نفس آنها مترتب نيست، زيرا اوامر در اين باب ارشادى مىباشند.
تنبيه (٢)
مقدّمه از حيث اطلاق و اشتراط تابع ذو المقدّمه است؛ يعنى، همانطوريكه ذو المقدّمه وجوبش مقيّد به اراده مكلّف نيست و چه مكلّف اراده فعل آن را داشته باشد يا نداشته باشد، واجب است مقدّمه نيز وجوبش بهمين