آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٧٩
آيد. و اگر تصديق خود حكم نباشد بلكه مجموعه تركيبى از تصورات سهگانه و حكم باشد، باز هم اين تعريف بر آن تطبيق نمىكند زيرا حكم در اين فرض بالاخره يكى از اجزاء و اركان تركيبى تصديق است و به همين جهت حكم در رتبه سابق بر ادراك تصديقى است كه فرضا مجموعه مركبى از اين اجزاء و اركان مىباشد نه همراه با آن و در اين صورت ديگر معنى ندارد كه گفته شود تصديق آن ادراكى است كه حكم با آن همراه است.
«پاسخ» اين اشكال اين است كه مؤلف كتاب «مطالع» خود گفته است كه تصديق مجموعه ادراكات چهارگانه است، چون حكم جزء اخير تصديق است، پس تصديق تنها در همين حالت حصول حكم بدست مىآيد و به همين مناسبت شايسته است گفته شود تصديق ادراكى است كه همراه با حكم تحقق مىيابد و اين همراهى و معيت بهنظر مؤلف يك نوع «معيت زمانى» است كه با مقدم بودن «ذاتى» حكم بر تصديق تنافى ندارد، و از همين رهگذر كه مؤلف كتاب تصديق را بدينگونه تعريف كرده، بحث پيرامون اينكه تصديق تنها حكم است يا مجموعهاى از تصورات و حكم است، آغاز گرديده است و در هرحال اين ايراد كه تعريف مزبور بر تصديق قابل انطباق نيست بر مؤلف كتاب وارد نيست. [١٥]
[١٥] خلاصه سخن «قطب الدين» رازى اين است: فرض مىكنيم اين تعريف براى تصديق پذيرفته است كه: «تصديق ادراكى است كه همراه با حكم است»، و باز فرض مىكنيم كه اين سخن هم اصولا صحيح است كه حكم جزء اخير مجموعه تركيبى ادراكات چهارگانه است، اما جزء اخير يك مجموعه تركيبى همچون جزء اخير علت تامه كه بر معلول تقدم ذاتى دارد، بر كل مجموعه تركيبى تقديم ذاتى يا جوهرى دارد نه تقدم زمانى. و در عين قبول اين تقدم و تأخر ذاتى يا جوهرى، ميان اجزاء و كل مجموعى يك معيت و همزمانى از نقطه نظر ظرفيت زمان برقرار است كه مىتوانيم هم اجزاء و هم مجموعه را همزمان با يكديگر بدانيم و هم از لحاظ پيشى و پسى ذاتى و جوهرى، اجزاء را مقدم و كل مجموعى را مؤخر بشناسيم و در عينحال هيچ تناقضى را هم مرتكب نشدهايم. رمز اين مطلب هم اين است كه-