آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٦٤

تصورى بيش نيست. تنها به اعتبار آنكه اين حصول، حصول چيزى براى چيز ديگرى است و با واقعيت عينى مورد تصديق مطابقت دارد تصديق است. و براساس همين تحليل صحيح است كه علم را «انحصارا» به تصور ساده و تصورى كه همراه با تصديق است بخش نمائيم همانگونه كه عينا اين گروه‌بندى انحصارى با همين دوگونگى تصورى در كتاب «اشارات» انجام يافته است. [٢] و باز براساس همين تحليل ما را رسد كه سخن خود را ساده‌تر كرده و در تقسيم علم بگوئيم كه علم يا تصور است و يا تصديق است همانگونه كه در «الموجز الكبير» تقسيم بدين‌گونه آمده است.

و در هر صورت بدين‌ترتيب ما مى‌توانيم علوم خود را منحصرا به دوگونه بخش كرده و بگوئيم برخى از علوم ما در گروه تصورات است و آن ادراكاتى است كه از اشياء در ذهن حاصل مى‌شود چه به‌صورت فرد و چه به‌صورت تركيب و تركيب هم گاهى تركيب تقييدى است و


- بشمار مى‌رود. اما رابطه ديگرى كه براى علم مورد بررسى واقع مى‌شود و علم را از لحاظ اضافه به معلوم عينى و يا به گفته «فيلسوف» به اعتبار حصول چيزى براى چيز ديگر مورد بحث قرار مى‌دهد، در انديشه اين نگارنده داخل در «استى‌ها» است و نه «هستى‌ها» و مسائل علم از اين نقطه نظر در عداد كاوشهاى علمى بشمار مى‌آيد و فرم متدولوجى آن از بحث هاى انتولوجيك به بحثهاى اپيستمولوجى‌ygolometsipE تغيير بنيادى مى‌پذيرد. اين تفاوت متديك بصورت آموزنده و نمايانى در كتاب شريف «اسفار» به‌چشم مى‌خورد. زيرا بحث انتولوجى علم كه زير عنوان «وجود ذهنى» طرح و بررسى شده بكلى مجزا و متفاوت از بحث علم است كه در فصل جداگانه‌اى آمده است. در فلسفه اسلامى مسلما مقصود از وجود ذهنى علم انتولوجى علم است، و منظور از مبحث علم اپيستمولوجى علم مى‌باشد.

[٢] «ابن سينا» در اول منطق «اشارات» علم را بدين‌گونه تقسيم مى‌كند:

فكما ان الشى‌ء قد يعلم تصورا ساذجا مثل علمنا بمعنى اسم المثلث و قد يعلم تصورا معه تصديق مثل علمنا ان كل مثلث فان زواياه مساوية لقائمتين:

يعنى: همان‌گونه كه شى‌ء معلوم گاهى با «تصور ساده» درك مى‌شود مانند اينكه علم پيدا مى‌كنيم به مفهوم اسمى مثلث (و آن را از ساير اشكال هندسى تميز و تشخيص مى‌دهيم)، و گاهى ديگر شى‌ء معلوم با «تصورى» كه همراه با تصديق است درك مى‌شود مانند اينكه علم پيدا مى‌كنيم كه: زواياى هر مثلثى مساوى با دو قائمه مى‌باشد. مقصود اين است كه معلوم گردد در هر دوصورت علوم ما تصورى است، خواه تصور ساده باشد خواه تصورى باشد كه همراه با حكم است و نام آن تصديق است.