آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٤٤
و باز گفته شده كه ناطق عارض بر ماهيت حيوان است نه عارض بر وجود آن. اينها همه عروض تحليلى و ماهوى است و اين نحو عروض، عروض در عين و ظرف تحقق نيست تا محذوراتى به ميان آورد و يكى از امتيازات عروض تحليلى اين است كه با وحدت عارض و معروض در خارج از ذهن سازگار است [١٢].
با اين توجيه در معنى عروض ديگر جاى هيچگونه ايرادى بر اين تعريف باقى نمىماند، و اگر هم احيانا ايرادى شده، اين ايراد را به آسانى مىتوان برطرف نمود. ايراد بدين قرار است: گفتهاند كه تصديق اگر فرضا عبارت از تصور همراه با حكم باشد ما از اين «معيت» و اقتران تصور با حكم مىتوانيم شش صورت را بطور آزمايش بسازيم كه هيچكدام از آنها نمىتواند حقيقة تصديق باشد. و چون بالاخره تصديق با هيچيك از اين صورتهاى ششگانه سازگار نيست پس مىتوانيم بفهميم كه تصديق عبارت از تصور با حكم نيست. اين صورتهاى ششگانه عبارت است از اينكه نخست هر يك از تصورات سهگانه يعنى تصور موضوع و تصور محمول و تصور نسبت را جداگانه با حكم تلفيق مىكنيم و پس از تلفيق هر يك را كه مورد بررسى قرار مىدهيم مىفهميم كه هيچكدام از اين صورتهاى سهگانه تلفيقيافته تصديق نمىباشد. سپس هر دو واحد از اين تصورات سهگانه را انتخاب كرده و باز با حكم تلفيق مىكنيم و باز در اين بررسى هم به اين نتيجه مىرسيم كه تصديق با هيچكدام از اين صورتهاى سهگانه دوم نيز توافق نمىيابد و با اين ترتيب چگونه مىتوان باور نمود كه
[١٢] گفته شد «عروض» معانى بسيارى دارد كه هر يك داراى ضابطه و ملاك خاصى است. عروض تحليلى فصل بر جنس عروض در اصطلاح ايساغوجى است كه به ملاك خروج مفهومى از مفهوم ديگر مىباشد. و چون فصل مقوم و سازنده ماهيت جنس نيست از اين جهت نسبت به جنس خود عارض است و ذاتى آن نيست عروض عوارضى كه نيازمند به دليل و حد وسط كه مقرون به «لان» است مىباشد عروض به اصطلاح باب برهان است. و ذاتى در باب برهان آنگونه عوارض ذاتيه است كه اين نيازمندى را ندارد و ثبوت آن براى ذات موضوع قهرى و ضرورى است. قضاياى «قياساتها معها» و «ضرورات اوليه» مانند «هر ممكنى احتياج به مؤثر دارد» از جمله ذاتى در باب برهان است. اما وجود براى ماهيات ممكنه در عداد عوارض باب برهان مىباشد. عروض در باب جواهر و اعراض به ملاك «وجود فىنفسه» و «وجود فىغيره» مىباشد كه بهكلى با آن دوگونه اول جدا و متفاوت است.